ماه و ستاره

مطالب زیبا و خواندنی

تماشای طلوع خورشید، یک تصمیم بسیار بزرگ

 
 
بِّسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيم

[تصویر: SunRise.jpg]
می خوام یک حقیقتی را به همه دوستان معرفی کنم که اگه بهش پی ببریم و عمل کنیم، قطعا زندگمون زیر و رو می شه

بی تعارف بگم خیلی از ماها برای دیدن یک فیلم یا سریال یا یک مسابقه فوتبال یا چک کردن ایمیل و خواندن مطالب سایت و یا مهمانی رفتن و گشت و گذار و ... خیلی چیزهایی دیگر حاضر هستیم تا پاسی از شب را بیدار باشیم در صورتی که خداوند فرموده است: "وَ جَعَلَ الَّيْلَ سَكَنًا" یعنی "و شب را براى آرامش قرار داده در صورتی که با اینکار صبح را خواب می مونیم.

اگه خیلی هم با ایمان و معتقد باشیم، صبح با هزار بدبختی و زنگ موبایل و ساعت و کلی لگد خوردن بیدار می شیم برای نماز صبح

البته یک نماز لب طلایی!
دوستان بحث اصلی من در این تاپیک مربوط به نماز صبح نیست بلکه مربوط به بیدار بودن در بین الطلوعین می باشد

خداوند در قرآن در سوره مبارکه طه آیه 130 می فرماید:

فَاصْبِرْ عَلى‏ ما يَقُولُونَ وَ
سَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ قَبْلَ طُلُوعِ الشَّمْسِ وَ قَبْلَ غُرُوبِها وَ مِنْ آناءِ اللَّيْلِ فَسَبِّحْ وَ أَطْرافَ النَّهارِ لَعَلَّكَ تَرْضى
(يا پيامبر) به آنچه (مردم نادان) ميگويند، صبر و تحمل داشته باش و
پروردگار خويش را پيش از طلوع آفتاب و قبل از غروب آن و ساعاتى از شب و طرفين روز ستايش و تسبيح بگوى، تا خشنودى شوى.

و همچنین در سوره مبارکه ق آیه 39 می فرماید:

فَاصْبِرْ عَلى‏ ما يَقُولُونَ
وَ سَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ قَبْلَ طُلُوعِ الشَّمْسِ وَ قَبْلَ الْغُرُوب
پس بر آنچه كافران ميگويند صبر و طاقت داشته باش و
قبل از طلوع آفتاب و پيش از غروب، پروردگارت را ستايش كن.

از امام صادق عليه السلام نقل شده كه فرمود بر بنى اسرائيل
بين الطلوعين "منّ" نازل مي شد و هر گاه كسى از آنان خواب بود روزی اش نمی ‏آمد و از اين جهت خواب در اين وقت كراهت دارد. (تفسیر سوره بقره آیه 57)

امام باقر (علیه السلام) می فرمایند:
ذِکرُ اللهِ بَعدَ طُلوع ِ
الفَجر ِ اَبلَغُ فی طَلَبِ الرّزقِ مِنَ الضَّربِ فی الاَرض.
ذکر خداوند
بعد از اذان صبح ، انسان را به رزق مادی و معنوی بیشتری می رساند و ذکر صبح ، باعث زیاد شدن رزق در روز می شود .

هنگام سپيده دم خروس سحري، داني که چرا همي کند نوحه گري
يعني که نموده اند در آينه ي صبح، کز عمر شبي گذشت و تو بي خبري

مطمئنا ما و شما در نزدیکانمان خیلی ها را می شناسیم که افراد موفقی هستند، یکی از نکات مشترک همه افراد سحرخیزی می باشد در واقع بیدار بودن قبل از طلوع خورشید

پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) فرمود:"
اللهم‌ بارک‌ لامتی‌ فی‌ بکورها؛خدایا به‌ کسانی‌ از امت‌ من‌ که‌ صبح‌ زود به‌ تجارت‌ می‌پردازند، برکت‌ بده‌".

در روایت داریم که اگر از صبح تا شب کار کنید، کارتان آنقدر برکت نمی گیرد که اگر بین الطلوعین را بیدار بمانید. در بین الطلوعین، رزق مادی و معنوی برکت می گیرد.

خداییش آخرین باری که طلوع خورشید را دیدم کی بود؟
باور کنیم که یک و ساعت بیدار بودن قبل از طلوع خورشید اصلا کار سختی نیست
البته اولش ممکنه کمی سخت باشه ولی قطعا پس از گذشت مدت کوتاهی چنان شیرینی در روح و جان آدم می ریزه که حاضر نیستیم با هیچ چیزه دیگه عوضش کنیم.


در ضمن در روایات آمده که ساعات بین الطلوعین مربوط به حضرت امیر (علیه السلام) است.

امیر المومنینی که قسیم الجنة و النار است. حالا اگر بعد از آفتاب میخواهید بخوابید، بخوابید.
ولی واقعا یک ساعت و نیم بین الطلوعین چیزی نیست که انسان بخواهد آن را از دست بدهد.
شیطان هم خیلی فشار می آورد. یعنی گاهی می آید چشم های انسان را به هم می کشد.
گاهی یک حالت بدی، یک حالت رخوتی در انسان ایجاد می کند که فکر می کند اصلا واجب است که بخوابد.


در این ساعت بلند شوید راه بروید، حتی جایی بروید که بگردید و یک کاری بکنید که بالاخره نخوابید.
همین نخوابیدنش خیلی موضوعیت دارد. بین الطلوعین آنقدر برکت دارد! در کلّ کارها.


خداوند در یک آیه خیلی حیرت انگیز در قرآن (سوره الاسرا آیه 78) می فرماید:

أَقِمِ الصَّلَوةَ لِدُلُوكِ الشَّمْسِ إِلىَ‏ غَسَقِ الَّيْلِ وَ قُرْءَانَ الْفَجْرِ إِنَّ قُرْءَانَ الْفَجْرِ كاَنَ مَشهُْودًا
و نماز صبح را نيز به جاى آر كه آن نماز صبح به حقيقت مشهود (نظر فرشتگان شب و فرشتگان روز) است

یعنی اینکه موقع نماز صبح شیفت کاری فرشتگان عوض می شه.
فرشتگان شبکار جاشون را با فرشگان شیفت صبح عوض می کنند
و جالب اینجاست که هر دو گروه شهادت می دهند که بنده ای در این ساعات خواب بوده یا در حال عبادت
(یعنی همه چی دوبل حساب می شه)

با همه این اوصاف تصمیم با خودمان است که چه را انتخاب کنیم
بیداری و سرزندگی و شادی و روزی و درآمد زیادتر از حد مقرر و یاری خدا و دوستی دوباره با طبیعت و زیاد آوردن وقت و سلامتی و تفکر و ...
یا خواب الودگی و کسالت و اندوه و روزی و درآمد معمولی و ندیدن زیبایی های طبیعت و اتلاف وقت و از دست دادن سلامتی به مرور و عجله داشتن و عدم تمرکز و ...


من تصمیم می گیرم از فردا هر روز صبح طلوع خورشید را به تماشا بنشینم
یک سوپرایز هم دارم که در روزهای آینده حتما در همین تاپیک اعلام خواهم کرد
یا علی مدد

منابع:
http://ayenedar.persianblog.ir/post/296
http://marefat1.blogfa.com/post-88.aspx
http://ganjine5.blogfa.com/post-100.aspx
http://www.tebyan.net/index.aspx?pid=196...Language=1
http://www.seyyedanjavi-ramezan.blogfa.c...t-114.aspx
http://www.jawab.ir/qa
و ...
[ یکشنبه 9 شهریور1393 ] [ 10:31 ] [ ستاره ] [ ]


طرح یوزپلنگ ایرانی روی برگ درخت+عکس

 

به گزارش باشگاه خبرنگاران، “امید اسدی” هنرمند ایرانی ساکن منچستر انگلستان با استفاده از یک چاقوی کوچک جراحی، ذره‌بین و سوزن طرح‌های زیبا و ماهرانه‌ای را روی برگ‌ درختان خلق کرده است.

طرح یوزپلنگ ایرانی روی برگ درخت+عکس

طرح یوزپلنگ ایرانی روی برگ درخت+عکس

طرح یوزپلنگ ایرانی روی برگ درخت+عکس

طرح یوزپلنگ ایرانی روی برگ درخت+عکس

طرح یوزپلنگ ایرانی روی برگ درخت+عکس

طرح یوزپلنگ ایرانی روی برگ درخت+عکس

طرح یوزپلنگ ایرانی روی برگ درخت+عکس

طرح یوزپلنگ ایرانی روی برگ درخت+عکس

طرح یوزپلنگ ایرانی روی برگ درخت+عکس

طرح یوزپلنگ ایرانی روی برگ درخت+عکس

طرح یوزپلنگ ایرانی روی برگ درخت+عکس

[ جمعه 31 مرداد1393 ] [ 17:35 ] [ ستاره ] [ ]


دانلود دکتر سلام ۴۷

 

دانلود دکتر سلام 47

قسمت چهل و هفتم مجموعه «دکتر سلام»

دانلود با کیفیت بالا

دانلود با کیفیت پایین

[ سه شنبه 7 مرداد1393 ] [ 11:35 ] [ ستاره ] [ ]


ازدواج منهای رسوم غلط


 

پیامبر خدا(صلّی‌الله‌علیه‌وآله) فرمودند: ازدواج كنيد تا جمعيت شما افزون شود؛ زيرا من در روز قيامت، به وجود شما، حتّى به فرزندان سقط شده‏تان، بر ساير امّت‏ها مى‏بالم.
 
 
در مکتب انسان ساز اسلام، سنت حسنه ازدواج بسيار آسان و ساده و بدور از آداب و رسوم غلط و دست و پاگير است .
 
 
اما امروز موجي از آداب و رسوم غلط و ناشايست به راه افتاده که مشکلات را پيچيده کرده و مانع از ازدواج جوانان مي شود و در نتيجه سن ازدواج نيز روز به روز بالا مي رود.

 

مگر جوان هفده ساله، هجده ساله، نوزده ساله، احتیاج ندارد به اطفاء نیاز جنسی و غریزه‌ی جنسی؟ ما باید به این فكر كنیم. خب، از آن‌طرف میگویند كه اینها خانه ندارند، شغل ندارند، درآمد ندارند؛ ببینیم چگونه میشود كاری كرد كه همه‌ی اینها با هم جمع بشود. ما نباید تصوّر بكنیم كه حتماً بایستی یك نفری یك خانه‌ی مِلكی داشته باشد، یك شغل درآمدداری داشته باشد، بعد ازدواج بكند؛ نه، اِنَ یَكونوا فُقَرآءَ یُغنِهِمُ اللهُ مِن فَضلِه؛(۱) این قرآن است [كه‌] با ما دارد این‌جور حرف میزند.

 

سوره مبارکه النور آیه ۳۲

 

مردان و زنان بی‌همسر خود را همسر دهید، همچنین غلامان و کنیزان صالح و درستکارتان را؛ اگر فقیر و تنگدست باشند، خداوند از فضل خود آنان را بی‌نیاز می‌سازد؛ خداوند گشایش‌دهنده و آگاه است!
 
  کاریکاتور ازدواج : راه پر پیچ و خم ازدواج
 
ازدواج تقدسی دارد و غالباً مراسم ازدواج، یک مراسم مذهبی است؛ مسیحی‌ها آن را توی کلیسا انجام میدهند، یهودی‌ها آن را در کنائسشان انجام میدهند؛ مسلمانها هم اگرچه در مسجد انجام نمیدهند، اما اگر بتوانند، در مشاهد مشرفه، والّا در ایام متبرک دینی و عمدتاً به وسیله‌ی رجال دین، این را انجام میدهند. مبالغی را دین برای ازدواج بیان میکند. بنابراین صبغه، کاملاً صبغه‌ی دینی است. ازدواج یک جنبه‌ی قدسی دارد؛ این جنبه‌ی قدسی را نباید از آن گرفت. گرفتن جنبه‌ی قدسی به همین کارهای زشتی است که متأسفانه در جامعه‌ی ما رائج شده است.مثل تشریفات و مهریه های سنگین و ... .
 
 
 
سنت های غلط ازدواج :
 
 
- مهریه سنگین  ، مثلاً به مقدار تاريخ تولد دختر .

-راه اندازی کاروانهای عروسی در خیابانها و مزاحمت های اجتماعی.

-عروسی های مختلط و فیلم برداری از آن ها .

-برقراری مجالس آلوده به گناه و فساد.

-رقص و موسیقی های مبتذل .

-ظاهر شدن زنان با آرایش های  آنچنانی .

-دادن شاد باش به رقاص ها .

 -در معرض دید نامحرم قرار دادن عروس خانم آن هم با آرایش بسیار زیاد.

- دعوت مردم جهت نگاه کردن به عروس خانم با بوق زدن آقا داماد .

-  تجملات جشن عقد و  عروسی.

-اسراف و ریخت پاش در پذیرایی ها .

-تشریفات اضافی و غلط .

-مد پرستي، خرج هاي اضافي ، مجالس متعدد .

-تجمل گرایی و پيرايه هاي عريض و طويل و کمر شکن.

-توقعات بالا از همدیگر و افزون طلبی.

-چشم و هم چشمی ها و حسادت ها و تفاخرها.

-احساسی برخورد کردن و عاقلانه تصمیم نگرفتن در امر ازدواج و خواسته های نامعقول.

-تهیه جهیزیه های زیاد و غیر ضروری و سنگین .
 
 
-عذر ادامه تحصیل و آزادی بیشتر.

-مشکل پسندی به بهانه های مختلف.

-عذر نداشتن ماشین و مسکن شخصی و .....

-گرفتن شیربها در بعضی از مناطق.

-اجبار به ازدواج فامیلی (مثل پسر عمو ـ دختر عمو) در بعضی از مناطق.

-برقراری مجالس مختلف عروسی در تالارهای گران قیمت و آن چنانی.

-ازدواجهای تحمیلی در بعضی نقاط ایران.یعنی بدونِ رضایت و اجازه‌ی دختر، او را به خانه‌ی شوهر می‌فرستند؛ آن هم شوهری که فاصله‌ی سنّی زیادی با دختر دارد و او به ازدواج با وی راضی نیست.

-عدم توجه به تحقیق و مشاوره به بهانه «قسمت بودن» ازدواج.

-معرفی نکردن دخترها و پسرها به هم به این بهانه که اگر مشکلی پیش بیاید می گویند تقصیر فرد معرفی کننده است. در حالی که می توان معرفی کرد اما به آن ها بسیار تاکید کرد که خودتان تحقیق کنید.

-باور به اینکه پسر حتما و حتما باید از نظر سن ، قد ، تحصیلات و ... از دختر بالاتر باشد.

-باور به این که پسر حتما باید خانه و ماشین شخصی داشته باشد و استخدام رسمی باشد. و این که حتما عروس و داماد باید در خانه ای جدا از خانواده هایشان زندگی کنند.

 -باور به اینکه اول فرزندان بزرگتر باید ازدواج کنند و بعد فرزندان کوچکتر.

-پایبند بودن به رسم های اشتباه فامیل.

-باور به اینکه حتما باید با هم شهری ازدواج کرد.

-زیبایی و خوشتیپ بودن را اولین و مهم ترین ملاک قرار دادن.

-باور به اینکه حتما باید کارت عروسی تهیه کرد.

-اهمیت زیاد دادن به شغل و وضعیت مالی طرف مقابل و خانواده اش به جای توجه بیشتر به شخصیت آن ها.

- تشخّص اجتماعی  را ملاک قرار دادن . یعنی بعضی می‌گردند تا عروسی، یا دامادی را انتخاب کنند که حتماً وابسته به شخصیت شهیر، یا سِمت معروفی باشد.

- این که بعضی پسرها یا دخترها بگردند به دنبال جاذبه صوری . هرجا چشمشان را گرفت و آنها را جذب کرد ، همان را کافی بدانند.

-توجه نکردن به رضایت دختر و پسر از هم .
 
 

 

کاریکاتور های ازدواج


 
حال سوال این است که:

این همه رسم ها و پیرایه های کمر شکن را چه کسی بوجود آورده است؟

چرا ماه به ماه و سال به سال بر این گونه رسوم غلط افزوده می گردد؟

چرا به جای گشودن گره ها، بر گره ها می افزاییم؟

چرا در فکر آن پسر و دختر جوانی که ضرورت فطری و اجتماعی ، ازدواج را برای آن ها لازم می داند نیستیم؟
 
 کاریکاتور ازدواج
توصیه های لازم :
در تعیین مهریه به کم اکتفا کنیم؛ چرا که رسول اکرم ـ صلی الله علیه و آله ـ می فرماید: بهترین زنان امت من، آنان هستند که مهریه اش کمتر باشد. مهریه زیاد ازدواج را که یک امر انسانی است، به یک دادوستد و به یک کار بازاری و معامله‏گری تبدیل می‏کنند. این، تحقیر و توهین به نقش و شأن انسانیت در ازدواج است.  مهریه سنگین با این خیال که پشتوانه‌ی حفظ خانواده و حفظ زوجیت است ، می باشد.در حالی که اینجور نیست. حداکثر این است که شوهر از دادن مهریه امتناع میکند، میبرندش زندان؛ یک سال، دو سال زندان میماند. در این اقدام، به زن چیزی نمیرسد؛ جز اینکه کانون خانواده‌اش هم متلاشی میشود.
 
 
مهریه سنگین و سرسام آور، آبرو و اعتبار نمی آورد. مثل کسانی نباشیم که وقتی در این مورد با انتقاد مواجه می شوند، در جواب می گویند: «چه کسی مهریه را داده و چه کسی مهریه را گرفته» این ها غافل اند که مهریه یک بدهکاری سختی است که زن هر زمان می تواند آن را مطالبه کند.
 
 
تشریفات و خرج های اضافی را کم کنیم ، بد تشریفات و تجمل گرایی، همانند تارهای عنکبوتی است که هر چه بیشتر باشد، بیشتر انسان را گرفتار می کند. بعد هم این دختر و پسر از اول عادت می‏کنند که بایستی زندگی آنان بر تجمل و تشریفات بگذرد؛ چرا؟ بگذاریم از اول به یک زندگی متوسط عادت کنند.
 
 
 
آن کسانی که با تجملات مخالفت می‏کنند، معنایش این نیست که از لذتها و خوشیهایش بی‏اطلاعند؛ نه، کار مضری برای جامعه است؛ مثل یک دارو یا یک خوراکی مضر. با تجملات زیادی، جامعه زیان می‏کند. البته در حد معقول و متداول ایرادی ندارد؛ اما وقتی که همین‏طور مرتب پای رقابت و مسابقه به میان آمد، اصلاً از حد خودش تجاوز می‏کند و به جاهای دیگری می‏رود؛ و این برای جامعه مضر است.
 
 
صحیح است که وضع زندگی عوض شده و سطح معیشت بالا آمده، اما معیارها و ارزش های اسلامی ـ انسانی، هرگز عوض نشده و نخواهد شد، یعنی: اسراف نکردن، ساده گرفتن، چشم و هم چشمی نکردن و باطل بودن خرافات و تشریفات، و ....همیشه به حال خود باقی است.
 
 
به قدر توانمان جهیزیه تهیه کنیم و به ضرورت اکتفا کنیم . آیا می دانید که در اکثر مواقع 30 درصد جهیزیه ها جزء لوازم زندگی است و بقیه یعنی 70 درصد اضافی و تشریفاتی است؟ خانواده های عزیز چرا به خاطر تهیه وسایل غیر ضروری و تجملی خود را به قرض و مشكلات می اندازند.  در زمان های قدیم جهیزیه به اندازه نیاز زوج بوده و فقط جهیزیه های امروزی برای بزرگ نشان دادن عروس می باشد و فکر می کنند اینها برای عروس بزرگی می اورد که البته اینطور نیست.
 
 
در هر حال، اعتدال و انصاف را رعایت نموده و امکانات و شرایط خانواده عروس و داماد را رعایت کنیم و از آن ها انتظارات بیشتر از توانشان نداشته باشیم.
 
 
لااقل ما یک قدم مثبت برداریم و به پیشرفت مدگرایی های افراطی و تجمل گرایی ها کمک نکنیم. آری در صورت تمکن مالی هدیه دادن خوب است، ولی آیا انصاف است کسی که ندارد با دلیل آوردن این که این رسم است که مثلاً برای تک تک اعضای خانواده عروس و داماد کادو خرید و ... خود را به فشار و فلاکت بیندازد.
 
 
این که عروسی فقط یک شب است جواز انجام کارهای حرام و غیر قانونی نمی شود! از برقراری مجالس عروسی مختلط، فساد انگیز، رقص زنان آرایش کرده به خصوص عروس در مقابل مردان ، مزاحمت ها برای همسایه ها و مردم مثل بوق زدن و ... خود داری کنیم.
 
 
 ازدواج مانع تحصیل نیست . اگر ما تشریفات پیچیده ازدواج و امور زندگی را حذف کنیم و آن را با توافق همدیگر انجام دهیم، نه تنها مانع از تحصیل نیست؛ بلکه کمک خوبی برای ادامه تحصیل و پیشرفت در زندگی خواهد بود. آنها که می توانند عروس و داماد شوند ازدواج را عقب نیندازند، تحصیلات دلیل صحیح و قانع کننده ای برای رد خواستگارها نیست، چه بسیار دخترانی که از این کار، امروز پشیمان هستند.
 
 
چرا باوسوسه های پوچ شیطانی، مراعات حریم محرم و نامحرم را نمی كنیم؟
 
 
عقد پسرعموها و دختر عموها، اصلاً در آسمان بسته نشده است! این یک عقیده خرافاتی است.  
 
متاسفانه در جامعه کنونی به قدری به این حاشیه ها پرداخته می شود که اصل فلسفه ازدواج به فراموشی سپرده شده است و دختر و پسر اصلاً نمی دانند چرا ازدواج کرده اند و هدفشان چیست .
 
انسان اول به آب و غذا و در مرحله بعد به لباس نیاز دارد، بنابراین انسان پس از نیاز اول و دومش به لباس نیاز دارد و خداوند سبحان نیز زن و شوهر را لباس یکدیگر دانسته است از این رو اشتباه نکنید، به موقع ازدواج کنید و سنتهای غلط را بشکنید.
 
 
اگر مى‏خواهید بچه‏هایتان سالم بمانند، قیدهاى ازدواج را بشکنید. هر چه قید است بردارید. عقد شرعى بشود، منتها تشکیل زندگى ممکن است دو سه سال دیگر باشد. بیایند و بروند، بعد تشکیل زندگى بشود. معناى ازدواج تشکیل زندگى نیست.
 
 
بعضى پدرها مى‏گویند: نه! تا دختر اول بیرون نرفته است، دختر دوم بیرون نرود. فکر غلط است! اگر یک ماشین ایستاد، همه‏ى ماشین‏ها باید بایستند؟ خوب از بغلش برو! ممکن است دختر اول راهبندان کند، گناه دخترهاى بعد چیست؟ ممکن است پسر اول راهبندان کند، گناه برادرها چیست! ما گیر چه هستیم؟ پسر اول برود و بعد پسر دوم! چه کسى این را گفته است؟ عقل گفته است؟دین گفته است؟وحى گفته است؟ تجربه گفته است؟
 
 
هر چه در گزینش همسر مى‏خواهید دقت کنید، اما وقتى مطمئن شدید، دیگر همه‏ى قیدها را بردارید، هر چه تو بخواهى! مهریه چقدر؟ هر چقدر که آسان است. تالار مى‏خواهى؟ هر چه آسان است. لباس چه؟ هر چه آسان است. الان شده‏ایم مثل بت‏پرست‏ها! بت‏پرست‏ها با دست خودشان مجسمه درست مى‏کردند، جلوى مجسمه‏ى خودشان گریه مى‏کردند. قرآن فرمود: «أَتَعْبُدُونَ ما تَنْحِتُون» (صافات/ 95) با دست خودت بت درست کرده‏اى و گریه مى‏کنى؟ ما هم با دست خودمان آدابى درست کرده‏ایم ... رسم ما نیست. این رسم از کجا آمده است؟ رسم ما یا قرآن است و یا حدیث! ما بنده‏ى خدا هستیم و نه بنده‏ى رسم! آخر در فامیل ما این رسم نیست. آخر فامیل شما چه کاره است؟ ما بنده‏ى خدا هستیم.گاهى وقت‏ها ممکن است زن گریه کند، خوب گریه کند. اشک او براى من وظیفه مى‏آورد؟ اول من بنده‏ى خدا هستم، بعد شوهر او هستم. آخر بچه‏ها ناراحت مى‏شوند. من اول بنده‏ى خدا هستم، بعد پدر بچه‏ها! یادمان نرود، ما بنده‏ى خدا هستیم، خدا ما را ساخته است و مى‏داند چه ساخته است و مى‏داند نیاز ما چیست.
 
 
چه اشکالی دارد به جای هزینه های بسیار برای برگزاری مراسم عروسی در تالار ، مراسم را در اتاق خانه و حیاط منزل خودمان و یا همسایه‏مان برگزار کنیم و مردم را دعوت کنیم؛ همین‏طور که همیشه بوده است. این‏گونه محیطها، یک محیط انس خانوادگی است. عده‏یی دوست، عده‏یی قوم و خویش، عده‏یی همردیفهای دختر یا پسر جمع می‏شوند و شادی و خوشی می‏کنند؛ این درست است. این میهمانیهای پُرسروصدا و هتل‏گرفتنها و خرجهای زیاد، کار آن طاغوتیها بود. مردم همیشه در خانه‏های خودشان - یک اتاق، دو اتاق - عقد و عروسی می‏گرفتند. اگر هم نداشتند، از همسایه قرض می‏گرفتند. مقداری شیرینی و میوه چیده می‏شد؛ می‏گفتند، می‏خندیدند، شوخی می‏کردند؛ خیلی هم خوش می‏گذشته. البته آن طاغوتها به این وضع قانع نبودند؛ در هتلها می‏رفتند و میهمانیهای پُرخرج و چنین و چنان برپا می‏کردند.

 

حالا ما نباید کار آنها را تکرار بکنیم. اگر تکرار بکنیم، ما هم مثل آنها می‏شویم؛ آن بد بود. نه این‏که وقتی آدم نمی‏تواند کار پُرخرجی بکند، نکند؛ منطق صحیح این است که هنگامی که آدم توانایی هم دارد ، این اشتباه ها را نکند.

گاهی این رسم وجود دارد که حتما باید با هم شهری ازدواج کرد. چرا؟ ممکن است هم شهری ما فردی نباشد که هم کفو ماست و یا فرد دیگری از شهری دیگر همان نیمه دیگر ما باشد.در واقع ما با این ملاک گزینه های خودمان را محدود می کنیم.در حالی که همسر ما می تواند از هر شهر و یا حتی کشوری باشد. چه شهر خودمان و چه جایی دیگر.
 
 
زیبایی موضوع مهمی است ، اما نباید مهمترین ملاک ما باشد. زیرا همان طور که همه می دانند پس از مدتی چهره و قیافه طرف مقابل عادی می شود و ما با اخلاق او زندگی می کنیم. البته قبل از ازدواج در مجموع، باید پسندی وجود داشته باشد - هم دختر، آن پسر را بپسندد و هم پسر، آن دختر را - که این پسند، زمینه ایجاد محبّت ماندگاری باشد.
 
 
می توانیم به مهمان ها تلفن بزنیم و آنها را دعوت کنیم ، به جای آنکه کارت عروسی تهیه کنیم. کارت عروسی دور انداخته می شود و به ضرر طبیعت است. هرچه کاغذ کمتری مصرف کنیم درختان کمتری قطع می شوند.
 
 
و در پایان این که: چه قدر خوب است با برگزاری جشن‌های ازدواج به صورت دسته جمعی برای جوانان ، هزینه ها را کاهش دهیم.

 

 

منابع: سخنان رهبر معظم انقلاب ، حجت الاسلام قرائتی و سایت های اینترنتی
 
 
 
 

[ دوشنبه 6 مرداد1393 ] [ 13:40 ] [ ستاره ] [ ]


30 سوال سینمایی که آوینی به آن پاسخ داد +فیلم

 

 

 

 
 
خبرنامه دانشجویان ایران: «سینما، مخاطب» متن سخنرانی سید مرتضی آوینی در سمیناری تحت عنوان «بررسی سینمای پس از انقلاب» است که توسط دانشکده‌ی سینما تئاتر در اسفند ماه 1370 برگزار شد. این سمینار در پایان سال‌های دهه‌ی 60 و در فضایی برگزار شد که «سینمای نوین ایران» با هدایت و حمایت سیاست‌گذاران سینمای پس از انقلاب، به مضامین عرفانی و لحن جشنواره‌پسند گرایش پیدا کرده بود؛ یک سینمای خاص که گرچه مورد استقبال جشنواره‌های جهانی و مورد تحسین اغلب منتقدین داخلی واقع شده بود، حمایت تماشاگران ایرانی را از دست داده بود و سالن‌های سینما روز به روز خلوت‌تر می‌شدند. 
 
به گزارش خبرنگار «خبرنامه دانشجویان ایران»؛ مدیران سینمایی آن دوران، عدم استقبال مخاطبان را ناشی از تغییر لحن سینمای پس از انقلاب می‌دانستند و بسیاری از منتقدین و اساتید دانشکده‌های سینمایی نیز از سینمای موجود دفاع می‌کردند و اعتقاد داشتند باید زمان بگذرد تا تماشاگران مناسبی برای این سینمای نوین «تربیت» شوند. سمینار مذکور هم در چنین فضایی و به منظور بزرگ‌داشت دستاوردهای این سینما برگزار شد. روزهای اولیه‌ی سمینار به ادای چند سخنرانی در همان فضا و مناسب با توقعات مستمعین گذشت، اما سخنرانی سید مرتضی آوینی غیر منتظره بود و واکنش‌های بسیار برانگیخت. 
 
متن این سخنرانی را در ادامه می‌خوانیم: (فیلم این سخنرانی را اینجـــــــا دانلود کنید)


بنده فکر کردم با توجه به فرصت بسیار کوتاهی که در اختیار ما قرار داده‌اند بهترین کار این است که من به طرح مجموعه‌ای از سوالات که در طول مدت فعالیت سینمایی و مطبوعاتی مرا به تفکر و تأمل وا داشته‌اند اکتفا کنم. مشهور آن است که می‌گویند علم هر کس به اندازه‌ی سوالات اوست. من سعی می‌کنم که شما را با این سوالات به نتیجه‌ای برسانم که خودم به آن اعتقاد دارم. بنابراین، این شیوه ممکن است به شیوه‌ای که سقراط در محاجه و مباحثه با مخالفان خود داشت شبیه باشد ـ که البته این شباهت کاملاً تصادفی است! مخاطبه و مناظره‌ی بین من و شما نیز ناقص است، یعنی شما ناچار هستید که فقط بنشینید و حرف‌های مرا گوش کنید. بنابراین، بنده تلاش خواهم کرد که تا آن‌جا که ممکن است سوالات احتمالی را نیز در برابر خود مطرح کنم تا حتی‌المقدور این نقص را جبران کنم.

1. سینما چیست؟ آیا سینما هنری است محض که هدف آن بیان هنرمند از خویشتن است؟ هنری مثلاً همچون نقاشی؟
2. اگر یک نقاش مدرن که بیانی آبستره و یا سوررئال دارد آثارش را در خیابان ری، انقلاب و یا حتی میدان ولی عصر به نمایش بگذارد، چه اتفاقی خواهد افتاد؟ و مردم درباره‌ی آثار او چه خواهند گفت؟
3. آیا جز هنرمندان و روشنفکرانی که با هنر آشنایی دارند کسی از تابلوهای او چیزی خواهد فهمید؟
4. آیا نباید گفت که نقاشی مدرن مخاطب خاص دارد و احتمالاً به همین علت است که رفته رفته محل نمایش عمومی، از معبر عموم مردم به گالری‌ها و موزه‌ها انتقال یافته است؟
5. آیا نباید گفت که مخاطب نقاشی مدرن باید برای درک فرهنگ نقاشی مردن تربیت شده باشد؟
6. آیا این سخن درباره‌ی سینما نیز صادق است؟
7. اگر چنین است و سینما نیز باید مخاطب خاص و تربیت‌شده داشته باشد، چرا سینماها را در همه جا ساخته‌اند؟ از خیابان شوش و سر پل جوادیه و خیابان مولوی و لاله‌زار گرفته تا خیابان ولی عصر؟
8. اگر این کار به اشتباه صورت گرفته، آیا این اشتباه فقط در ایران انجام شده است؟
9. مگر نه آن که نهاد اجتماعی سینما نتیجه‌ی یک سیر تحول تاریخی نود و چند ساله است (یعنی همین مکان‌هایی که چهارصد ـ پانصد نفر گنجایش دارد و در ازای نمایش فیلم به مردم بلیت می‌فروشند)؟ مگر نه آن که سینما، از همان آغاز اختراع، تطور تاریخی خود را همراه مردمی که برای تماشای فیلم سر و دست می‌شکستند، و در همین سالن‌ها که به آن «سینما» می‌گویند، طی کرده است؟
10. پس می‌توان گفت که اشتباه نشده است، اما ما در ایران با همه‌ی دنیا فرق داریم و بعد از پیروزی انقلاب سینمای مردم‌پسند نمی‌خواهیم و به همین دلیل قصد داریم همه‌ی سینماها را تعطیل کنیم و محل آن‌ها را به «بنیاد شهید» بدهیم تا داروخانه‌های زنجیره‌ای خود را گسترش دهد؟
11. یا نه، اگرچه سینمای مردم‌پسند نمی‌خواهیم، اما در عین حال، تعطیل کردن سینماها را هم درست نمی‌دانیم، بلکه می‌خواهیم آن‌قدر در سینماها فیلم‌های بی‌جاذبه‌ای مثل «نار و نی»، «نقش عشق»، «آب، باد، خاک»، «زندگی و دیگر هیچ»(1) و «پرده‌ی آخر» و غیره نمایش دهیم که ذائقه‌ی مردم کم‌کم عوض شود و علاقمند به سینمای هنری بشوند؟
12. خوب، وقتی مردم به سینما نمی‌روند و حتی تماشای فیلم‌های «آیینه‌ی عبرت» و برنامه‌های مبتذل «جُنگ هفته» را بر رفتن به سینما ترجیح می‌دهند، چگونه می‌خواهند تربیت شوند؟
13. و تازه مگر سیاست تبلیغاتی همه‌ی رسانه‌ها با سینمای جمهوری اسلامی هماهنگ است؟ مگر تلویزیون منتظر می‌شود که ما مردم را تربیت کنیم و بعد برنامه‌های خود را پخش کند؟ مگر نه این است که فیلمفارسی که به ضرب دَگَنَک تعطیل شده است، در برنامه‌ی «جُنگ هفته» با سلام و صلوات و به بهانه‌ی دهه‌ی فجر و بعثت پیامبر و ولادت امامان وارد می‌شود؟
14. خوب، پس این مردم را که ما می‌خواهیم به سینما بکشانیم چه کسی باید تربیت کند؟ بهتر نیست که سینماها را تعطیل کنیم و فقط کانون فیلمِ وزارت ارشاد و سینما کانون و شهر قصه و عصر جدید و چند سینمای کوچک دیگر را باز بگذاریم و در آن یک‌ریز تولیدات هنری سینمای ایران را به نمایش بگذاریم؟
15. چه باید کرد؟
16. بهتر نیست اعلام کنیم که ما سینمای حرفه‌ای که از لحاظ اقتصادی مستقل و خودکفا باشد نمی‌خواهیم و فقط یک سینمای تجربی می‌خواهیم که روی شانه‌ی سوبسید رشد کند و به جشنواره‌های اروپایی ـ و نه آمریکایی ـ برود و هی جایزه ببرد؟
17. پس بهتر نیست به مردم و انقلاب و فرهنگ و تاریخ کشورمان بگوییم که از سینما هیچ توقعی نداشته باشند و ما را به حال خودمان بگذارند که تجربه کنیم؟
18. در این صورت خرج سرسام‌آور تولید این فیلم‌های بدون تماشاگر را چه کسی خواهد داد؟
19. اگر نه، پس مثل این‌که باید در تعریف خودمان تجدید نظر کنیم؛ یک بار دیگر بپرسیم که اگر سینما هنر محض نیست، پس چیست؟ صنعت است؟
20. اگر سینما صنعت باشد، چه می‌شود؟ دیگر از هنر در آن نشانی بر جای نمی‌ماند؟ مگر ما فیلم‌های پر جاذبه‌ای که مخاطب عام داشته باشند و در عین حال هنری هم باشند نداریم؟

حالا از این به بعد، من در عین طرح سوال به آن جواب خواهم داد تا شما بتوانید ارزیابی بهتری از نتایج مورد نظر بنده داشته باشید.

سوال 21. چه کسی حاضر است سخنان عارف کاملی که حرف‌هایش را با لکنت زبان و با صدایی مونوتون(2) و کلماتی کش‌دار می‌گوید، از اول تا آخر گوش کند؟

جواب: هیچ کس، مگر چند نفر مستثنا.

سوال 22. خوب، پس لازمه‌ی بیان، وجود جذابیت است؟

جواب: بله، همین‌طور است.

سوال 23. آیا نمی‌ترسید که این جذابیت شما را به ابتذال بکشاند؟

جواب: نه! جذابیت لازمه‌ی هر نوع ارتباطی است که دو جانب دارد. در یک طرف گروه فیلم‌سازی هستند و در طرف دیگر تماشاگران. مگر حتماً جذابیت به آن است که فیلم فضای شیطنت‌آمیز داشته باشد؟

سوال 24. مگر نه این‌که مخاطب عام آدم‌هایی سطحی و با خواسته‌های مبتذل هستند؟

جواب: نه! این یک توهم شبه روشنفکرانه است. مخاطب عام مسلماً مردمی ساده هستند و از پیچیدگی‌های ریاکارانه‌ی شبه روشنفکران بی‌خبر. آن‌ها، هم دارای خواسته‌های خوب و فطری هستند و هم دارای گرایش‌های شیطنت‌بار. مگر قرار است فیلم حتماً از یک طرف دارای پیچیدگی‌های قلابی باشد و از طرف دیگر به خواسته‌های شیطنت‌بار مخاطب عام جواب بگوید؟ کافی است که فیلم به ساختار دراماتیک وفادار باشد تا دارای جاذبیت باشد، و ساختار دراماتیک لزوماً ملازم با فساد نیست.

سوال 25. پس لازم است که فیلم‌ساز از حدیث نفس پرهیز کند و از بیانِ سیال ذهنیات و روحیات خویش به نفع مخاطب صرف نظر کند؟

جواب: بله، لازم است. سینمای حرفه‌ای اصلا جای این کارها نیست. این لازمه‌ی احترام گذاشتن به تماشاگری است که پول داده، بلیت خریده و در سینما نشسته است.

سوال 26. پس در سینمای تجربی فیلم‌ساز می‌تواند مخاطب را در نظر نگیرد؟

جواب: بله، می‌تواند. البته به این قیمت که هرگز سینما را نشناسد و یاد نگیرد!

سوال 27. منظورتان چیست؟

جواب: منظورم آن است که هنرمندی که می‌خواهد حدیث نفس کند و قصه نگوید و به شیوه‌ی سیال ذهن بیان کند، بهتر است که داستان کوتاه بنویسد و یا نقاشی کند و شعر آزاد بگوید و اصلاً سراغ سینما، که ذاتاً باید با تماشاگر عام سخن بگوید و ساختار دراماتیک داستانی را رعایت کند، نرود، مخصوصاً به این‌که، صنعت سینما بسیار گران و پر خرج است و چنین فیلم‌سازی برای ساختن فیلم همواره باید طفیلی بنیادهایی باشد چون کانون فیلم یونان که فقط برای ذائقه‌ی منتقدان و ارزشگذاران جشنواره‌ها، فیلم‌هایی چون «سفر به سیترا»(3) و «چشم‌انداز در مه»(4) می‌سازند.

سوال 28. منظورتان این است که این دو فیلم را نباید در سینماها نمایش داد؟

جواب: چرا، می‌توان نمایش داد و صحت و سُقم سخنان بنده را درباره‌ی میزان استقبال مخاطب عام تجربه کرد! فیلم‌هایی مثل این دو، در بهترین حالت، تجربه‌هایی برای شناخت حدود بیانیِ تصویر هستند؛ و تازه در بهترین حالت، نه در این دو فیلم که تقلیدی بسیار کهنه از تجربیاتی اکسپرسیونیستی(5) و یا سمبلیک هستند که از سی سال پیش به این طرف در سینمای اروپا انجام شده است.

سوال 29. پس سینما اصلاً نباید به سراغ عرفان برود؟

جواب: عرفان؟ کدام عرفان؟ در این دو فیلم که از عرفان خبری نیست. و اما اگر سوالتان به کل سینما باز می‌گردد، باید گفت که چرا، سینما می‌تواند به سراغ عرفان برود، بشرطها و شروطها:

شرط اولش این است که فیلم‌ساز خودش عارف باشد.
شرط دومش این است که عرفان نهفته در فیلم از حد یک مشت دیالوگ و تصاویری ریاکارانه از انار و حوض مینیاتور و بادیگر و ئی‌چینگ(6) و جانماز و غیره فراتر برود و تماشاگر را در طول فیلم به یک «سلوک روحی» ببرد. لازمه‌ی این سلوک روحی آن است که اول تماشاگر را از لحاظ روحی و عاطفی به فیلم مرتبط کند و او را به ادامه‌ی مسیر علاقمند سازد و سپس در طول یک پروسه‌ی دراماتیک او را از درون متحول کند. و چون اصلاً هیچ یک از این دو شرط محقق نمی‌شود مگر در مراتبی بسیار پایین، بهتر است که سینما دست از این ادعاها و ریاکاری‌ها بردارد و با احترام در برابر ملت و فرهنگ خویش خاضع شود و به آرمان‌های تاریخی آنان دل بسپارد.

سوال 30. آخر چرا فیلم حتماً باید داستان داشته باشد و به ساختار دراماتیک وفادار بماند؟

جواب: چون فیلم مظهر زندگی است. آن‌چه در فیلم ظهور می‌یابد زندگی است با صورتی پالایش‌یافته و صریح‌تر. و همان‌طور که زندگی آغاز و پایان و اوج و فرود دارد و وجود و هویت انسان در طول این وقایع و اوج و فرودهاست که شکل می‌گیرد، فیلم نیز باید ذاتاً به این ساختار وفادار بماند. فیلم در رابطه‌ی بین فیلم‌ساز و تماشاگر شکل می‌گیرد و در این رابطه فیلم‌ساز نمی‌تواند همچون یک هنرمند مدرنیست فقط در اندیشه‌ی بیان خودش باشد. این کار یعنی تحقیر تماشاگر، یعنی بی‌اعتنایی به انسانی که حق دارد اعتلای روحی خود و فرهنگش را در سینما جست‌وجو کند.

سوال 31. چرا فیلم‌ساز باید به فرهنگ و ملت خودش وفادار باشد؟

جواب: کسی اجبار نکرده است که فیلم‌ساز چنین باشد. نخل جز در گرمسیر و گل یخ جز در زمستان نمی‌رویند؛ از هر خاکی همان بر می‌آید که در اوست. مردم جهان فورد(7) را می‌ستایند چون به شدت آمریکایی است، کوروساوا(8) را می‌ستایند چون به شدت ژاپنی است.

سوال 32. با این حال نباید زور کرد که فیلم‌ساز حتماً برای مخاطب عام بسازد و به ساختار دراماتیک قصه وفادار بماند.

جواب: بله نباید اجبار کرد، اما پیشنهاد بنده این است که هنگام نمایش چنین فیلمی در سینماها همان کاری را بکنیم که گروتوفسکی(9) در جشن هنر شیراز می‌کرد: کنکوری بگذاریم در سالن انتظار سینما و تنها آن کسانی را به فیلم راه بدهیم که در کنکور قبول شوند. گروتوفسکی هم همین کار را می‌کرد. از هر دویست نفر که برای تماشای تئاتر او ثبت نام می‌کردند، کنکور می‌گرفت و تنها پنجاه نفر را به سالن تئاتر راه می‌داد... اگر چنین کاری ممکن است، شما هم چنین فیلم‌هایی بسازید واگرنه، تلاش کنید که فیلمتان را منفک و مجرد از سینمای حرفه‌ای، فقط در سینه‌کلوپ‌هایی که جز افرادی مثل خودتان به آن راه ندارند نمایش دهید. موفق باشید!

سوال 33. ممکن است سینمای قبل و بعد از پیروزی انقلاب را از لحاظ رابطه‌اش با مخاطب تحلیل کنید؟

جواب: بله! پیش از پیروزی انقلاب اسلامی دو جریان سینمایی در کشور ما وجود داشت: یک جریان فیلمفارسی و یک جریان سینمای شبه روشنفکریِ پر مدعا. تحلیل نوع رابطه‌ای که این دو جریان سینمایی با مخاطب داشتند بسیار مفید است.

فیلمفارسی یا سینمای آبگوشتتی یک سینمای تجارتی بود که به بهانه‌ی تجارت ناگزیر بود «مردمی» باشد. اما این مردمی بودن مثل مردمی بودنِ آغاسی بود. فیلمفارسی سعی داشت که با ریاکاری، جذابیت خود را بر ضعف‌های وجودیِ مردم استوار کند. مثال بسیار روشنی که می‌توان زد «جنگ هفته» در تلویزیون است. نگرش فیلم‌های «جنگ هفته» به تماشاگر، همان نگرش فیلمفارسی است. در این نگرش، مخاطب مردمی سطحی، ساده‌پسند، گرفتار معادلات پست دنیایی و دوستدار ابتذال هستند. این همان نگرشی است که در جامعه‌ی دیگری بجز ما که نظارت اخلاقی بر سینما از جانب مردم و سیاست‌گذاران وجود ندارد، چون پیچکی خود را به داربستِ فساد، سکس و ابتذال متکی خواهد کرد و بالا خواهد کشید.

جریان دیگری که در سینمای پیش از انقلاب وجود داشت نگرش دیگری بود که هم‌اکنون نیز بر سینمای ما حاکم است. ریشه‌ی سینمای شبه روشنفکریِ غرب‌زده در واقع در سال‌های پیش از انقلاب با فیلم‌هایی چون «شب قوزی»(10) و «جنوب شهر»(11) و نمونه‌های بعدی‌اش از جمله «طبیعت بی‌جان» و «مغول‌ها»(12) که نمونه‌های روشنی از این سینما هستند پا گرفته است. البته شکی نیست که سینمای امروز ایران از لحاظ تکنیکی بسیار پیشرفته‌تر است و از این لحاظ هیچ تردیدی نیست، اما از لحاظ نگرش به سینما و به جهان، این سینما شجره‌ای است که در خاک مدرنیسم شهبانویی پا گرفته و بالیده است. اگرچه مسلماً رنگی ظاهری نیز از فضای این سال‌ها به خود گرفته است.

این سینما به مخاطب عام بی‌اعتناست؛ اصلاً معتقد است که فیلم اگر دو نفر بیننده نیز داشته باشد، سینماست، و همان‌طور که گفتم، این سینما به سیر تحول تاریخی سینما نیز که به ایجاد نهادی اجتماعی با نام سینما منتهی شده نیز اعتقاد ندارد و با آن معارض است و اگر امکان می‌داشت، همچون گروتوفسکی برای تماشاگران خویش کنکور می‌گذاشت و آن کسانی را به سینما راه می‌داد که با زبان سینمای شبه روشنفکری آشناتر هستند. این سینما مسلماً ریشه ندارد و نمی‌تواند مستقلاً بدون کمک‌های دولتی موجود باشد و وجودش وابسته به وجود مسئولینی است که حامی و مشوق چنین سینمایی هستند. اگر عصای سوبسید را از زیر بغل این سینما بردارند، زمین می‌خورد و دیگر سر بر نمی‌دارد، حال آن‌که رشد واقعی سینما به آن است که همه‌ی اندام سینما، دست و پا و سرش، با یکدیگر رشد کنند. در این جنگل مولا که فقط چنین درخت‌هایی می‌توانند خود را به نور برسانند، مسلماً نهال‌های تازه با مشکلات بسیاری مواجه خواهند شد که بحران اقتصادی روزگار ما آن‌ها را از رشد باز خواهد داشت.

حالا مختصر اشاره‌ای هم به وضعیت آموزش فیلم‌سازی در مدارس بزرگ و کوچک هنری خودمان می‌کنم تا تصویر وضعیت پست مدرن ـ یعنی اسفناک! ـ سینمای فعلی خودمان را تکمیل کرده باشم:

یکی از دوستان ما که آموزش ابتدایی، متوسطه و تحصیلات هنری دانشگاهی خود را در همین مملکت گذرانده، سه حکایت شیرین از دوران‌های مختلف تحصیل تعریف می‌کند که اولی مربوط به کلاس چهارم دبستان می‌شود. او می‌گوید معلم سال‌خورده‌ای داشتیم که احتمالاً خودش تحصیلات درست و حسابی نداشت، اما مرا خیلی دوست داشت چون شاگرد اول کلاس بودم و هم مسائل چهار عمل اصلی و مرابحه و غیره را درست حل می‌کردم. این نکته برای او خیلی اهمیت داشت زیرا خودش نمی‌توانست این جور مسائل ساده‌ی حساب را حل کند. در نتیجه، همیشه ورقه‌ی امتحانی مرا مبنا قرار می‌داد، یعنی تمام جواب‌ها را چشم‌بسته صحیح حساب می‌کرد و نمره‌ی بیست می‌داد. بعد، اوراق سایر دانش‌آموزان را در مقایسه با آن ارزیابی می‌کرد و نمره می‌داد. خوب! این جور رفاقت‌ها آخر و عاقبت ندارد. بالاخره روزی رسید که بنده یکی از مسائل را غلط حل کردم و قبل از این‌که یکی از بچه‌های کلاس بتواند غلط بودنِ راه حل مرا اثبات کند، بیش‌تر از نصف اوراق امتحانی بر اساس جواب ورقه‌ی من ارزیابی شده و نمره‌های غلط صادر شده بود. حالا خودتان تصور کنید منِ بیچاره‌ی کم‌تقصیر چه کتکی خوردم!

این معلم ما حوصله‌ی مطالعه‌ی کتاب‌های دیگری را که موظف بود آموزش بدهد نداشت. در نتیجه، روزی از روزها که قرار بود درس علم الاشیا (علوم طبیعی سابق) را درباره‌ی نحوه‌ی به وجود آمدن کره‌ی زمین و سایر اجرام سماوی شرح بدهد، کم و بیش چنین گفت: در زمان‌های بسیار بسیار دور، کره‌ی زمین گلوله‌ای از مواد مذاب بود که مانند توپ بزرگی در آسمان‌ها می‌چرخید و می‌چرخید... تا این‌که افتاد روی زمین و تکه تکه شد و هر تکه‌اش یک گوشه افتاد و کوه‌ها را به وجود آورد. جایی که به زمین خورده بود گودال بزرگی به وجود آمد که دریا و اقیانوس شد و... معلم ما به همین ترتیب ظرف پنج شش دقیقه، روایت پست مدرنیستی خود را از نحوه‌ی خلق افلاک تعریف کرد، اما این بار هیچ کس جرأت نداشت حرفی بزند یا مخالفتی بکند. همه می‌دانستند که معلم ما در صورت مخالفت و اثبات جعلی بودن داستانش، در استفاده از مشت‌هایش تردید نخواهد کرد.

سال‌ها بعد، وقتی که ما در یکی از مدارس هنری درس می‌خواندیم و این خاطره را فراموش کرده بودیم و کم و بیش در فضاهای آکادمیک احساس امنیت می‌کردیم، ناگهان اتفاق وحشتناک دیگری رخ داد. خانمی از استادان رشته‌ی نقاشی و گرافیک که واقعاً زن تحصیل‌کرده‌ای بود، در مورد تکامل هنر نقاشی از امپرسیونیسم(13) تا آبستره صحبت می‌کرد و سعی داشت ثابت کند که قواعد تکامل هنر نقاشی شباهت بسیاری به نظریه‌ی تکامل داروینی دارد، یعنی بر اساس آزمایش و خطا و حذف آثار ضعیف‌تر و بقای اصلح، سبک‌های مختلف به وجود می‌آیند و باقی می‌مانند. ایشان در ضمن توضیحاتی که درباره‌ی نظریه‌ی داروین می‌داد به این نکته اشاره کرد که امروز که ما راز به وجود آمدن و تطور انواع را فهمیده‌ایم، می‌دانیم که مثلاً اگر آلودگی هوا بیش‌تر از این بشود و نسل بشر را در خطر نابودی قرار دهد، نسل بعدی آدمی‌زادگان به نحوی خود را با این مسئله منطبق خواهند کرد و مثلاً با چیزی شبیه به لوله اگزوز به دنیا خواهند آمد! بنده که از تصحیح اشتباهات اساتید قبلی تجربیات بدی داشتم ترجیح دادم ساکت بمانم، اما چندی بعد، در کلاس یکی دیگر از استادان از کوره در رفتم زیرا مسئله این بار دفاع از حیثیت داروین نبود بلکه تکنیک سینما زیر سوال می‌رفت.

ماجرا از این قرار بود که آقای هوشنگ بهارلو سر کلاس فیلم‌برداری در مورد نحوه‌ی تولید فیلم‌های سه بعدی درس می‌داد و این نکته را انکار می‌کرد که فیلم‌برداری فیلم‌های سه بعدی می‌بایست با دوربین مخصوص دو لنزی و روی دو نگاتیو جداگانه انجام شود. این بار بنده طاقت نیاوردم و با ایشان وارد مجادله شدم؛ توضیح دادم که تشخیص عمق به دلیل تفاوت جزئی میان زاویه‌ی دیدِ دو چشم انسان به وجود می‌آید و فیلم‌برداری به روش سه بعدی، بدون استفاده از دو لنز با فاصله‌ای در حدود چشم انسان ممکن نیست. آقای بهارلو انکار کرد و من اصرار، و در میان بحث، منِ ساده‌لوح یک جا تأکید کردم که: «استاد توجه دارند که ما دو تا چشم داریم.» و استاد بلافاصله گفت: «دِ؟ راست می‌گی؟» و حاضرین در کلاس جمیعاً به ریش ما خندیدند.

تقصیر خودمان بود البته که آزموده را دوباره آزمودیم، اما نتیجه‌ی اخلاقی این حکایات آن است که بالاخره یک روز می‌بایست به جوی که بر فضاهای آموزش هنری ما حکومت می‌کند و پشتیبان نظریه‌پردازی‌های بعضی اساتید است پایان داده شود. فضای آموزشی مدارس سینمایی ما نیز به شدت روشنفکرزده و دور از واقعیت است.

آقای نصرت کریمی درباره‌ی فضای آموزشی مدارس سینمایی گفتند که ما در کار آموزش هنری روی سنگ و جواهر به یکسان سرمایه‌گذاری می‌کنیم و هر دوی آن‌ها را تراش می‌دهیم، در صورتی که کار آموزش می‌بایست با جدا کردن جواهرات از سنگ‌های بی‌ارزش آغاز شود، اما چنان‌که می‌دانیم، از زمان تأسیس اولین مدارس هنری در ایران تا به حال تعداد بیشماری از این سنگ‌ها تراش داده شده‌اند و به اصطلاحِ آقای کریمی به صورت آدم‌های مدعیِ همه چیز دانی در عین ناتوانی در آمده‌اند. سوال جدی‌تر این است: جواهرات که می‌دانیم انگشت‌شمارند و اغلب در کار ساختنِ معدود فیلم‌های خوب سینمای ایران؛ سنگ‌ها کجا هستند؟ نکند در مدارس سینمایی جمع شده و مشغول تراشیدن سنگ‌ها یا جواهرات احتمالی باشند؟

پی‌نوشت‌ها:
1. به کارگردانی عباس کیارستمی، محصول سال 1369.
2. Monotone: (صدای) یکنواخت.
3. Voyage to Cythera  / Taxidi stin Kythera، به کارگردانی تئو آنجلوپولوس، محصول سال 1984، یونان.
4. Topio stin Omichli / Landscape in the Mist، به کارگردانی تئو آنجلوپولوس، محصول سال 1988، یونان، فرانسه و ایتالیا.
5. expressionism: شیوه یا نظریه‌ای هنری که طرح احساسات و احوال درونی (سوبژکتیو) در هنر را مقدم بر گزارش عینی (ابژکتیو) از واقعیت می‌داند.
6. Ching I؛ کتابی منسوب به کنفسیوس، حکیم چینی (551 تا 479 پیش از میلاد مسیح).
7. John (1973 ـ 1895)؛ فیلم‌ساز آمریکایی، کارگردان فیلم‌های «دلیجان» (1939)، «دره‌ی من چه سر سبز بود!» (1941)، «جویندگان» (1956) و... .
8. Akira Kurosawa (98 ـ 1910)؛ فیلم‌ساز ژاپنی، کارگردان فیلم‌های «راشومون» (1949)، «زیستن» (1952)، «آشوب» (1985) و... .
9. Jerzy Grotowski (1999 ـ 1933)؛ تئاتریسین مدرنیست لهستانی که در سال 1959 «تئاتر آزمایشگاهی» را بنیان نهاد.
10. به کارگردانی فرخ غفاری، محصول سال 1343.
11. به کارگردانی فرخ غفاری، محصول سال 1337.
12. به کارگردانی پرویز کیمیاوی، محصول سال 1352.
13. impresssionism: اصالت صور انطباعی یا تأثیرات حسی در هنر.
[ شنبه 4 مرداد1393 ] [ 10:32 ] [ ستاره ] [ ]


کلیپ آهنگ «می کشیم»

[ جمعه 3 مرداد1393 ] [ 17:19 ] [ ستاره ] [ ]


خاطره سعید قاسمی از «حاج آقا خاطره»

[ چهارشنبه 1 مرداد1393 ] [ 18:52 ] [ ستاره ] [ ]


دریاچه ای در درون دریا+عکس

 

در درون جزیره “بین بریج” در مجمع الجزایر گالاپاگوس، دریاچه‌ای بسیار کوچک و منحصر بفرد وجود دارد که دارای جاذبه گردشگری خاصی است.

دریاچه ای در درون دریا+عکس

[ چهارشنبه 1 مرداد1393 ] [ 18:50 ] [ ستاره ] [ ]


عمل تحسین برانگیز داورایرانی(اصغرمحمدی)

 

اصغر محمدی داور بین المللی و برجسته کشورمان دقایقی پیش در حمایت از مردم بی‌گناه فلسطین از قضاوت کشتی ورزشکار رژیم صهیونیستی و و حریف اسلواک وی سر باز زد.

این داور برجسته کشورمان با وجود اصرار و تاکید سرداور صربستانی مسابقات نوجوانان جهان حاضر به قضاوت دیدار کشتی‌گیر رژیم صهیونیستی نشد.
منبع: تسنیم

[ دوشنبه 30 تیر1393 ] [ 17:3 ] [ ستاره ] [ ]


دانلود آهنگ جدید حامد زمانی بنام گله از گرگ

ساخت اثری در حمایت از تیم مذاکرات هسته‌ای

گله از گرگ

 
حامد زمانی از ساخت اثری با عنوان «گله از گرگ» خبر داد و گفت: همزمان با جام جهانی که کارهای موسقایی بیشتر با محوریت تیم ملی بود، آن طرف عده‌ای از مردم چشمشان به مذاکرات هسته‌ای بود لذا به نظرمان رسید باید از آنها حمایتی شود.
 

 

 

zamani234

 

حامد زمانی خواننده کشورمان درباره جدیدترین کارش گفت: همزمان با جام جهانی که کارهای موسقیایی بیشتر با محوریت تیم ملی بود و تمام خواننده‌ها در این زمینه کار ساختند، آن طرف عده‌ای از مردم چشمشان به مذاکرات و تیم ملی هسته‌ای بود و مقام معظم رهبری گفته بودند تیم هسته‌ای فرزندان انقلاب هستند لذا به نظرمان رسید که باید از آنها حمایتی شود.

 

 

وی افزود: برای همین تصمیم گرفتیم کار «گله از گرگ» را بسازیم که از یک طرف انذاردهنده نسبت به ماهیت طرف مقابل مذاکره باشد که چه ماهیتی دارد و موضع ما چگونه باشد برای همین در در شعر می‌گوید که «آی چوپان حذر از خواب که تاوان نتوان/ چشم بستی گله از گرگان نتوان» یعنی گرگ طبیعتش گرگ بودن است گله‌ای از آن طرف مذاکره نیست اما این طرف ما باید بیدار باشیم که چطور وارد معامله شویم و شما چه چیزی دارید و شما به چه چیزی باید افتخار کنید و پشتوانه شما چیست و خیالتان راحت که ما پشت سر شما هستیم.

 

 

زمانی با بیان اینکه آهنگسازی کار جدیدش را خودش انجام داده، اظهار داشت: تنظیم کار با امیر جمال‌فرد است و قرار است در این هفته این اثر رونمایی شود و اگر نشد هم کار را عرضه خواهیم کرد.

وی به کار دیگرش به نام «می‌کشیم» اشاره کرد و گفت: کار در قالب مجموعه تازه تأسیس ما به نام «دل صدا» دنبال می‌شود که هدف این مؤسسه تربیت نیروی انقلابی در عرصه خوانندگی و آهنگسازی است که البته فراخوان گسترده نداده‌ایم.

زمانی افزود: هدف دیگر مؤسسه ما این است که هر کاری که بیرون می‌آید دارای کلیپ خیلی حرفه‌ای باشد و ضعفی که سرودهای انقلابی داشت برطرف شود چون آن طرف در ماهواره کلیپ‌های زیادی کار می‌شود لذا اولین کار ما در این زمینه کلیپ «می‌کشیم» هست که احتمالاً قبل از روز قدس آن را آماده کنیم و این کار فوق‌العاده‌ای از لحاظ کلیپ و از لحاظ موسیقی خواهد بود.

موضوع کار «می‌کشیم» به گفته زمانی از زبان اسرائیل است و به این اشاره می‌کند که حواس‌ها را پرت می‌کنند و کشتار به راه می‌اندازند.

http://fans.hamedzamanimusic.com/wp-content/uploads/2014/07/g1jp-605x600.jpg

دانلود با لینک مستقیم:
.: کیفیت خیلی عالی با حجم ۱۰٫۴ مگابایت
download_icon1

.: کیفیت عالی با حجم ۴٫۲ مگابایت
download_icon1

.: کیفیت خوب با حجم ۱٫۸۵ مگابایت
download_icon1


برای دانلود آهنگ اینجا کلیک کنید

***

برای دانلود نماهنگ اینجا کلیک کنید




متن شعر:

آی چوپان؛ حذر از خواب که تاوان نتوان
چشم بستی؛ گله از گله گرگان نتوان

گرگ، گرگ است اگر اخم اگر لبخند است
بی‌طمع نیست سلامش هنرش ترفند است

غرب آنجاست که خورشید، نهان می‌خواهد
مرگ هنگامه آتش‌نفسان می خواهد

مام میهن پسرش را به جهان می خواهد
مار بر دوش کهن؛ مغز جوان می خواهد

تا جهان سفره ضحاکی خونخواران است
مادران را چه امان از هوس ماران است؟

این دلیری است که دلواپس مادر باشید
  در بر دشمن خونخوار دلاور باشید

گرگ، گرگ است اگر اخم اگر لبخند است
بی‌طمع نیست سلامش هنرش ترفند است

صف به صف در کف دشمن همه جام زهر است
با تو اما می خمخانه خرم شهر است

در تن این وطن از روح خدا تا جان است
یک جهان منتظر پرچمی از ایران است

همت افزون کن و چون کاوه جهان آرا باش
تاج ضحاک به خاک افکن و پا برجا باش

منابع: سایت بچه های قلم و سایت رسمی حامد زمانی
[ یکشنبه 29 تیر1393 ] [ 10:39 ] [ ستاره ] [ ]


هنر و دفاع از ایران...


یک عده‌ای هستند که به مسائل کشور اصلاً اهمیت نمیدهند.

من آدمهائی را مشاهده کردم که مدعی میهن‌دوستی و مدعی عاشق این آب و خاک بودند، اما به مسائل این آب و خاک اهمیت نمیدادند.

هشت سال در این کشور جنگ بود؛ این جنگ را جمهوری اسلامی که راه نینداخته بود؛ بر جمهوری اسلامی تحمیل شده بود.

خب، آنهائی که با جمهوری اسلامی مخالفند، در این جنگ باید چه موضعی میگرفتند؟ باید چه کار میکردند؟دولت، دولت جمهوری اسلامی است؛ اما ملت، ملت ایران است؛ شهر دزفول است، خرمشهر است، تهران است؛ چرا نسبت به آن بی‌تفاوت ماندند؟

چرا شعرای مطرح، هنرمندهای مطرح، رمان‌نویس‌های مطرح، مقاله‌نویس‌های مطرح، روشنفکرهای مطرح، نسبت به این قضیه بی‌تفاوت ماندند؟

آیا این بی‌تفاوتی عیب نیست؟ این بزرگترین عیب است. ایران که ایران است؛ مگر دشمن به این کشور حمله نکرده؟

هیچ وسیله‌ی دفاعی ندارند. حداکثر دفاعی که میتوانند از خودشان بکنند، این است که بگویند ما نسبت به جمهوری اسلامی بدیم؛ این تعصب نگذاشته است که ما در مورد ایران، در مورد تهران، در مورد خرمشهر، در مورد جوانهای این کشور، در شعرمان یا در نثرمان یا در رمانمان، یک کلمه حرف بزنیم.

خود همین دفاع از خود - که حداکثر چیزی که میتوانند بگویند، این است - برای آنها بزرگترین ننگ است که یک چنین تعصبی بر ذهن و روح و قلم و دل یک جمعی حاکم باشد.

۱۳۹۱/۰۵/۱۴

 


بیانات  رهبر انقلاب در دیدار شاعران‌

[ شنبه 28 تیر1393 ] [ 17:14 ] [ ستاره ] [ ]


هنر ....

یكی از مسائل دروغی كه در دنیا تبلیغ می‌شود،

این است كه می‌گویند هنر نباید با سیاست آمیخته شود،

در حالی كه مجموعه‌های هنری غرب، از جمله هالیوود، كاملاً سیاسی هستند

و اگر این‌گونه نبود، چرا به فیلم‌های ضد صهیونیستی ایران اجازه‌ی حضور در جشنواره‌های سینمایی را

نمی‌دهند؟

 

۱۳۹۱/۱۲/۰۱

دیدار جمعی از مسئولان و دست‌اندرکاران جشنواره‌ی مردمی فیلم عمار با رهبر انقلاب

[ شنبه 28 تیر1393 ] [ 17:10 ] [ ستاره ] [ ]


7باور غلط درباره چاقی

 

7 باور غلط درباره چاقی

به گزارش ظهور۱۲ ؛ پیشرفت علم تغذیه و رژیم درمانی از یک طرف و آگاهی بیشتر و علاقه بیشتر مردم به علم تغذیه باعث شده رژیم درمانی و کاهش وزن هم طرفدارهای بیشتری پیدا کند. حتماً دقت کرده‌اید در هر جایی که حرف از چاقی و لاغری می‌شود همه سعی می‌کنند تجربه‌های خوب خود در کاهش وزن را مطرح کرده و آنها را به سایرین پیشنهاد کنند؛ اما حقیقتا چند درصد از این صحبت‌ها و باورها درست است؟ متاسفانه داشتن اطلاعات غلط از اصول رژیم درمانی و کاهش وزن و البته باورهای غلط در این زمینه باعث هرچه سخت‌تر شدن رژیم غذایی و کاهش وزن می‌شود. ما در اینجا می‌خواهیم برخی از این باورهای غلط را با شما بازگو کنیم که دیگر برنامه کاهش وزن را برای خود سخت‌تر از آنچه هست و مسیر زندگی را به کام خود تلخ نکنید:

باور غلط ۱
نمایه توده بدنی یا همان BMI دقیق‌ترین شاخص برای میزان چاقی و اضافه‌وزن است

حقیقت
BMI را می‌توان یکی از متداول‌ترین شاخص‌های چاقی و اضافه‌وزن دانست اما نه دقیق‌ترین شاخص. BMI هر فرد از تقسیم وزن او به کیلوگرم بر قد به متر به توان ۲ به دست می‌آید پس عددی تاثیرپذیر از قد و وزن فرد است؛ مثلاً وقتی فردی دارای ۸۰ کیلو وزن باشد و ۱۷۰ سانتی متر وزن BMI او ۲۷/ ۶ است. پس این فرد دارای اضافه‌وزن است؛ اما حالا فکرش را بکنید یک فرد ورزشکار بیاید با وزن ۸۰ و قد ۱۷۰. قطعاً BMI او هم ۲۷/ ۶ خواهد بود؛ اما آیا این فرد ورزشکار چاق است و چربی اضافه دارد؟پس BMI نمی‌تواند به ما بگوید این چاقی ناشی از عضله است یا چربی. از طرفی توزیع چربی در بدن و نحوه چاقی را هم نشان نمی‌دهد؛ مثلاً اینکه چاقی شکمی است یا چاقی ران‌ها و باسن.

باور غلط ۲
افراد چاق و دارای اضافه‌وزن در خطر بیشتری برای مرگ قرار دارند

حقیقت
مطالعات انجام‌شده در خصوص بررسی ارتباط BMI افراد با میزان مرگ‌ومیر نشان داد افراد دارای BMI بالا در بیشترین خطر برای مرگ‌ومیر قرار دارند. در واقع همان طور که می‌دانید چاقی و اضافه‌وزن خطر بیماری‌های مزمن مثل دیابت، فشارخون، چربی خون و بیماری‌های قلبی و خلاصه خیلی از بیماری‌های دیگر را افزایش می‌دهد، اما اگر بخواهیم میزان مرگ‌ومیر واقعی آنها را نگاه کنیم، تنها BMI بالای ۴۰ است که به طور معنی‌دار و قابل‌توجهی با افزایش مرگ‌ومیر در ارتباط است.

باور غلط ۳
حذف یک وعده غذایی در روز به کاهش وزن کمک می‌کند

حقیقت
خیر این درست نیست. خوردن ۳ وعده غذایی در روز است که شما را در یک برنامه غذایی موفق می‌کند. مطالعات نشان داده‌اند که حذف یک وعده غذایی نه تنها شما را لاغر نمی‌کند بلکه با کاهش متابولیسم و سوخت و ساز تجمع انرژی در بدن را نیز بیشتر خواهد کرد.

باور غلط ۴
چاق بودن برای سلامتی خیلی بدتر از لاغر بودن است

حقیقت
جالب است که بدانید خطر مرگ‌ومیر از BMI پایین و لاغری جدا بالاتر از مرگ‌ومیر ناشی از BMI بالا و چاقی است. بهتر است این‌طور بگوییم: افراد لاغر بیشتر به دلیل کم وزنی خود جان خود را از دست می‌دهند تا افراد چاق به دلیل چاقی!

باور غلط ۵
چربی بدترین چیز برای بدن است

حقیقت
بدون وجود چربی در بدن، اندام‌های بدن قادر به عملکرد صحیح نیستند. استخوان‌ها راحت‌تر می‌شکنند و عملکرد مغزی و شناختی هم دچار اختلال می‌شوند. افزایش بیماری‌های قلبی یکی دیگر از تهدیدها در این شرایط است؛ اما با این حال مقدار چربی تجمع یافته در بدن هر فرد، نحوه تجمع آن در بدن و نوع چربی تجمع یافته از فردی به فرد دیگر متفاوت است و تاثیر آن بر سلامتی هم متفاوت. برای مثال تجمع چربی در ران‌ها و باسن با کاهش خطر بیماری‌های قلبی و دیابت نوع ۲ همراه است. در حالی چاقی شکمی خطر بیماری‌های قلبی، دیابت و چربی خون را افزایش می‌دهد.

باور غلط ۶
چاقی از خوردن بدون کنترل یا بیماری خوردن ناشی می‌شود

حقیقت
مطالعات نشان داده‌اند که این ادعا درست نیست. می‌توان گفت حدود یک سوم از چاقی‌ها هیچ‌ربطی به خوردن ندارد. البته امروزه همه ما می‌دانیم که فاکتورهای زیادی با چاقی در ارتباط هستند و پُرخوری تنها یکی از آنهاست نه مهم‌ترین علت آن. به طور کلی بیشتر مبتلایان به چاقی بیش از حد معمول غذا نمی‌خورند بلکه کم تحرکی و نداشتن فعالیت بدنی متهم ردیف اول است. البته نقش ژنتیک، هورمون‌ها، سبک زندگی و درمان‌های دارویی و بیماری‌های همراه فرد را هم نباید نادیده گرفت.

باور غلط ۷
کاهش آرام و تدریجی در کالری دریافتی
بهتر از رژیم گرفتن و داشتن برنامه جدی است

حقیقت
با کاهش تدریجی مواد غذایی مصرفی، بدن هم سوخت و ساز خود را با غذای دریافتی تطبیق خواهد داد. در این صورت هیچ فشاری بر بدن تحمیل نمی‌شود تا بخواهد چربی بسوزاند و وزن کم کند. از طرفی وقتی پای یک برنامه جدی وسط نباشد فرد بسته به سلیقه خود و بدون هیچ دقتی هر چه می‌خواهد می‌خورد‌‌و با خود فکر می‌کند به تدریج غذای دریافتی خود را کاهش داده و این چیزی جز درجا زدن و درجا زدن نیست.

الهه گودرزی

[ پنجشنبه 26 تیر1393 ] [ 12:37 ] [ ستاره ] [ ]


امیرحسین صادقی شگفتی جام ۲۰۱۴شد

 

جام جهانی ۲۰۱۴ برزیل با قهرمانی تیم ملی آلمان به پایان رسید.

این تیم در فینال با گل ماریو گوتسه توانست چهارمین قهرمانی در جام جهانی ۲۰۱۴ برزیل را نیز کسب کند.

پایگاه اینترنتی “بلیچر ریپورت” ۲۵ شگفتی این رقابت‌ها را معرفی کرد که نام امیرحسین صادقی و تیم ملی فوتبال ایران در این فهرست به چشم می‌خورد.

* امیرحسین صادقی:

تیم ملی فوتبال ایران در سه بازی خود در مرحله گروهی جام جهانی ۲۰۱۴ برزیل در کارهای دفاعی تیمی منظم و با برنامه بود. خیلی از این ویژگی به خاطر حضور امیر‌حسین صادقی در تیم بوده است.

این مدافع ۳۲ ساله که در تیم استقلال ایران بازی می‌کند در ‌خط دفاعی ایران نمایش چشمگیری داشت. او در بازی با نیجریه توانست به خوبی امانول امنیکه را مهار کند و در بازی با آرژانتین نیز به خوبی از پس گونسالو هیگواین بر آید.

* تیم ملی فوتبال ایران:

نمایش خوبی تیم ملی فوتبال ایران باعث شد که خیلی از رسانه‌های این کشور به تمجید از “شاهزادگان پارسی” بر‌آیند. عملکرد آنها در مرحله گروهی جام جهانی ۲۰۱۴ برزیل فراتر از انتظارات بود.

تیم ملی فوتبال ایر‌ان در دیدار اول خود برابر نیجریه به تساوی بد‌ون گل رسید و در بازی برابر آرژانتین تا دقیقه‌ ۹۱ این تیم را متوقف کرده ‌بود، اما در نهایت دروازه‌اش باز شد تا به شکستگی بخورد. تیم ملی فوتبال ایران در سومین دیدار خود نیز برابر بوسنی و هرزگوین با نتیجه‌ سه بر یک شکست خورد.

[ پنجشنبه 26 تیر1393 ] [ 12:34 ] [ ستاره ] [ ]


حاشیه های خواندنی از دیدار رهبر انقلاب با شاعران

 

به گزارش ظهور۱۲ ، دیدار اخیر شاعران داخلی و خارجی با امام خامنه‌ای(مدظله‌العالی)، حواشی جالبی داشت. آنچه در ادامه می‌خوانید، روایت این حلقه خوش‌ذوق ادبی از دیدار شاعرانه با رهبر معظم انقلاب است.

- گفته شده وقتی نوبت به کشور تاجیکستان می‌رسد، قزوه «مومن قناعت» را بزرگ شاعران تاجیک معرفی می‌کند و می‌گوید قناعت که زمانی منصب سیاسی داشته‌است، شعری دارد که آن را برای یکی از امرای کشورهای حاشیه‌ خلیج خوانده ‌است. قناعت غزلی کوتاه می‌خواند: «از خلیج‌فارس می‌آید نسیم فارسی/ ابر از شیراز می‌آید چو سیم فارسی» آقا پس از شعرخوانی قناعت از او تشکر می‌کنند و به اشتباه قزوه در نام بردن خلیج‌فارس اشاره می‌کنند و می‌گویند: «به یاد آقای قزوه هم آوردید که بگویند خلیج‌فارس!» جماعت شاعر و خود قزوه هم می‌خندند.

- شاعر دیگری که شعرش را می‌خواند، شاعری کرجی است که تا می‌رسد به این بیت؛ «گندم به کبوتر بدهم؟ شعر بگویم؟ / آخر چه کنم؟ در حرمت کار زیاد است»،آقا بلافاصله به شوخی به ایشان می‌گویند: «زیارت از همه‌ش بهتره» و جمع می‌خندند.

- بعد از شعرخوانی ملکیان، آقا از او می‌پرسند که آیا فرزند جانباز است یا نه و پس از پاسخ مثبت ملکیان اضافه می‌کنند: «سلام ما را به جانباز عزیز که پدرتان هستند، برسانید.»

- روحانی نام‌آشنای مشهدی که پانزدهسال پیش نیز نزد آقا شعر خوانده‌است، شعر خودش را که بلند است به صورت خلاصه می‌خواند. آقا پس از پایان شعر وی می‌گویند: «اصطلاحات فقهی و اصولی و نحوی و همه‌چیز توش بود الحمدلله. بالاخره شما یک طعنه‌ای به اصحاب عبا زدید؛ ولی اشکال وارد این است که به اشغال‌گران و استکبار نپرداختید. به هر حال، امروزه این‌ها بیش از همه با استکبار برخورد می‌کنند.» حسینی در پاسخ به طنز می‌گوید: این مسائل را در بیت‌های محذوف مطرح کرده‌ بود که صدای خنده‌ جمع بلند می‌شود…

ساعت دوازده است که با صلوات جمع شاعران، شب شعر نیمه‌ رمضان امسال هم تمام می‌شود. بعضی دوباره به سمت آقا می‌روند تا بار دیگر ایشان را ببینند یا کتابی تقدیم کنند. در راه خروج از حسینیه، آقا با وزیر ارشاد که از میانه‌ جلسه به حسینیه آمده است هم سلام‌علیکی می‌کنند و با لحن ویژه‌ای به آقای جنتی می‌گویند: «ما با شما خیلی حرف داریم. حرف‌های جدی داریم.»! و از کنار وزیر می‌گذرند.

حاشیه های خواندنی از دیدار رهبر انقلاب با شاعران

رضا رفیع شاعر و طنزپرداز و مجری برنامه طنز «قند پهلو» پیرامون دیدار شب گذشته شاعران با رهبر انقلاب و تاکیدات ایشان اظهار داشت: رهبر انقلاب همیشه با نگاه مثبت و تائیدی با برنامه «قند پهلو« برخورد کرده‌اند و عنوان فرمودند که برنامه خوبی است و خوب اداره می‌کنید.

وی در ادامه ضمن اشاره به شهرام شکیبا دیگر همکارش در این برنامه از سخن رهبری با ایشان نیز گفت و افزود: رهبر انقلاب در سخنانی به آقای شکیبا هم فرمودند در برنامه «قند پهلو» تذکرات وزنی خوبی می‌دهید که لازم است

این طناز خاطرنشان کرد: بنده در این دیدار یک نسخه از کتاب «قند پهلو» را به رهبر انقلاب تقدیم کردم، البته این کتاب بزودی روانه بازار خواهد شد اما با همکاری دوستان نسخه‌ای برای هدیه به ایشان مهیا کردیم.

[ پنجشنبه 26 تیر1393 ] [ 12:32 ] [ ستاره ] [ ]


دانلود دکتر سلام ۴۶

 

دانلود دکتر سلام 46

قسمت چهل و ششم طنز دکتر سلام

دانلود با کیفیت بالا

دانلود با کیفیت پایین

[ پنجشنبه 26 تیر1393 ] [ 12:17 ] [ ستاره ] [ ]


کلیپی از تناقض گویی شیخ لس آنجلس نشین(حسن الله یاری)

 

کلیپی از تناقض گویی شیخ لس آنجلس نشین(حسن الله یاری)

 کلیپ تصویری

تناقض گویی شیخ لس آنجلس نشین

دم خروس هایی که یک به یک نمایان می شود !

دانلود مستقیم / لینک کمکی

 منبع : مبارز کلیپ

 

[ پنجشنبه 26 تیر1393 ] [ 12:16 ] [ ستاره ] [ ]


نفرات تیم منتخب جام جهانی ۲۰۱۴ اعلام شد

 

شش بازیکن از تیم قهرمان جام جهانی در تیم منتخب قرار گرفتند.

به گزارش ظهور۱۲ به نقل از ایسنا، تیم ملی آلمان با گل دقیقه ۱۱۳ ماریو گوتسه ۲۲ ساله توانست آرژانتین را شکست دهد و به عنوان قهرمانی برسد.

فیفا تیم منتخب جام جهانی را اعلام کرد که به شرح زیر است:

دروازه‌بان:‌ مانوئل نویر (آلمان)

مدافعان:‌ داوید لوئیز (برزیل)، مارکوس روخو (آرژانتین)، متس هوملس (آلمان)، فیلیپ لام (آلمان)

هافبک‌ها: باستین شواین اشتایگر (آلمان)، تونی کروس (آلمان)، خامس رودریگز (کلمبیا)

مهاجمان:‌ آرین روبن (هلند)، توماس مولر (آلمان)، لیونل مسی (آرژانتین)

[ پنجشنبه 26 تیر1393 ] [ 12:15 ] [ ستاره ] [ ]


مجری معروف انگلیسی :حجاب‌ باعث‌ شد‌ به‌ شهروند درجه۲ تبدیل‌ شوم

 

مجری معروف انگلیسی :حجاب‌ باعث‌ شد‌ به‌ شهروند درجه۲ تبدیل‌ شوم

ایوان ریدلی، رئیس اتحادیه زنان مسلمان اروپا است. او یکی از خبرنگاران اروپاییست که به تازگی مسلمان شده است. وی در سال ۲۰۰۱ به عنوان خبرنگار روزنامه دیلی میرور انگلستان، به افغانستان سفر می کند و توسط طالبان به اتهام جاسوسی برای آمریکا دستگیر می شود. اما چندی بعد، پس از اشغال افغانستان توسط آمریکا، آزاد شده و به انگلستان باز می گردد.

اهمیت زن در اسلام حیرت آمیز است

ریدلی در مورد چگونگی مسلمان شدنش می گوید: پس از آزادی از چنگال طالبان، در لندن به مطالعه و بررسی پیرامون اسلام و قرآن پرداختم. در پایان تحقیق، قدرت روحی و روانی عجیبی در خود احساس کردم و حقایقی که در نتیجه این تحقیق و بررسی به آن ها پی بردم تأثیر شگرفی بر من گذاشت و دانستم که اسلام دین و آیین زندگی است، به همین علت اسلام را انتخاب کرده و مسلمان شدم.

رئیس اتحادیه زنان مسلمان اروپا با اشاره به حیرت آمیز بودن اهمیت زن در اسلام می گوید: بعد از اینکه با جمعی از زنان انگلیس، شروع به مطالعه قرآن کردیم، ازجایگاه زن در قرآن متحیر شدیم زیرا قرآن نه تنها زنان را محکوم و مظلوم قرار نداده، بلکه از آزادی آنان سخن به میان آورده و بر تساوی زن و مرد از نظر معنوی، ارزش، انسانیت، حق کسب علم و دانش و موارد بسیاری دیگر تصریح دارد.

وی می افزاید: زمانی که قوانین ازدواج و طلاق و حق مالکیت زن را بررسی کردم، چنان مترقی و پیشرفته به نظر می‌آمد که گویی به تازگی در دادگاه خانواده به تصویب رسیده است. به نظر من بسیاری از وکلا برای اثبات دعاوی خود از قوانین مدنی اسلام الهام می‌گیرند. با افزایش اطلاعاتم در مورد اسلام، حقانیت و عقلانیت آن بیشتر برایم آشکار می‌شود.

ایوان ریدلی اذعان می کند: پس از حادثه ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ تا الان صدها هزار نفر در اروپا مسلمان شده اند که از بین آن ها حداقل حدود ۱۰۰ هزار زن مسلمان شده اند. جالب است بدانید به دلیل ویژگی های شخصیتی و سنی این افراد که عمدتا از قشر تحصیل کرده و متخصص هستند و الان در دهه سوم یا چهارم زندگی خود به سر می برند، بسیاری از منتقدان در اروپا ساکت شده و نمی توانند تهمت جهل و جوانی و نادانی به این زنان تازه مسلمان بزنند.

تبلیغ دروغ غربی ها: زن در اسلام هیچ جایگاه اجتماعی ندارد

معاون انجمن مسلمانان اروپا با بیان این مطلب که “همیشه در غرب اینگونه تبلیغ می شود که زن در اسلام هیچ جایگاه اجتماعی نداشته و از کلیه حق و حقوق های اولیه انسانی محروم است”؛ تصریح کرد: هر چند رسانه ها و سیاست مداران اروپایی اسلام را خشن و متحجر و پلید نشان می دهند، اما زمانی که افراد آشناییت اندکی با قرآن و اسلام پیدا می کنند به این دین مقدس و معتدل متمایل می شوند، و متوجه دروغ های غرب در مورد زن در اسلام می شوند، چرا که بعد از مطالعه قرآن درمی یابند که قرآن آزادی حقیقی را برای زنان در زندگی ترسیم کرده که با گفته های غرب بسیار متفاوت است.

مجری شبکه پرس تی وی ایران با تصریح این مطلب که “آزادی زن در غرب یک توهم است”؛ اظهار کرد: در مجلس انگلیس سال ۱۹۷۰ قانونی تصویب شده بود که حقوق زن و مرد در صورت کار یکسان، مساوی باشد، اما این اتفاق بعد از ۴۴ سال هنوز محقق نشده است.

خبرنگار روزنامه دیلی میرور انگلستان گفت: در غرب، از زن ها سوء استفاده می شود و زن ها فقط یک وسیله و ابزار تبلیغات و فروش کالا به حساب می آیند. نمی دانید که چقدر حس آزادی خوبی به شما دست می دهد زمانی که در کشوری مثل ایران راه می روید که در بیلبردهای تبلیغاتی سطح شهر از تصاویر برهنه زن ها استفاده نمی شود.

زنان خط مقدم هجمه فرهنگی و رسانه ای غرب

این پژوهشگر و مستند ساز انگلیسی با اظهار تاسف از برخورد ناپسند مردم و سیاست مداران اروپایی با مسلمانان، عنوان کرد: من سال ها به عنوان مجری در شبکه های مختلف مشغول فعالیت بوده و همیشه مورد احترام مردم قرار می گرفتم اما از زمانی که مسلمان شدم و از حجاب استفاده کردم، به شهروند درجه دو در انگلیس تبدیل شده ام. با این وجود و با وجود اتفاقات ناگوار وسختی های پیشرو، از طرف تمام زنان مسلمان اروپا با عزمی راسخ به شما عرض می کنم که همچنان در مسیر خود ثابت قدم خواهیم ماند و از حجاب و دین مان دست بر نخواهیم داشت.

ایوان ریدلی تصریح کرد: سیاست مداران غربی در تلاشند تا مثل سال های دهه ۱۹۳۰ که یهودیان را در دنیا، شیطان صفت و پلید معرفی می کردند، با اسلام این چنین برخورد کرده و فکر و ذهن مردم دنیا را از نفرت و انزجار نسبت به اسلام و مسلمانان پر کنند و خط مقدم این هجمه فرهنگی و رسانه ای خود را زنان مسلمان قرار داده اند، چرا که آن ها همیشه با خود نمادی از اسلام را حمل کرده و با قدرت از این نماد مذهبی خود دفاع می کنند و آن نماد چیزی جز حجاب کامل اسلامی نیست.

خبرنگار روزنامه دیلی میرور انگلستان با اشاره به این مطلب که “نباید بگذاریم که سیاست مداران غربی، اسلام و مسلمانان را شبیه یهودیان سال های ۱۹۳۰ شیطان صفت جلوه دهند”؛ اظهار کرد: هر دین و آیینی و هر دینداری در اروپا نکوهش و سرزنش می شود. من خودم زمانی که مسیحی بودم، یکشنبه ها به کلیسا می رفتم و این حرکت در نگاه عموم مردم انگلیس که سکولار هستند، نوعی تندروی محسوب می شود.

معاون انجمن مسلمانان اروپا بیان کرد: شما ایرانیان خیلی خوشبخت هستید که در کشوری زندگی می کنید که آزادی دینی داشته و می توانید حجاب یا ریش یا هر چیزی که نماد مذهبتان هست داشته باشید و کسی مزاحمتی برای شما درست نکند.

مجری معروف انگلیسی :حجاب‌ باعث‌ شد‌ به‌ شهروند درجه۲ تبدیل‌ شوم

رهبر انقلاب اسلامی و اشراف به مشکلات زنان مسلمان اروپا

رئیس اتحادیه زنان مسلمان اروپا گفت: زنان در اروپا به محض اینکه در جامعه با حجاب ظاهر می شوند با هجمه های زیاد لفظی و اجتماعی مواجه می شوند، اما با وجود تمام این تجربه های ناخوشایندی که از حجاب برای ما ایجاد می کنند، باید گفت، این حجاب به همه زنان مسلمان هویت داده و یک لباس رسمی از دین مبین اسلام است که می توان به همه مردم نشان داد که به چه نگرشی اعتقاد داشته و چه آیینی را برای زندگی برتر، برگزیده ایم. من در اروپا هر زمان یک خواهر مسلمان را با حجاب اسلامی می بینم، صرف نظر از اینکه او را بشناسم یا نه، به او لبخند می زنم و می گویم، سلام علیکم، یعنی سلام و صلح بر شما، شما هم اگر پس از این زنی را دیدید که حجاب پوشیده ای دارد به او سلام کنید، این حرکت در تقویت روحیه ایستادگی ما بسیار موثر است.

وی تصریح کرد: مسلمانان در اروپا دوران سختی را سپری می کنند و از اختلافات بسیار رنج می برند؛ من بسیار خوشحال شدم که رهبر انقلاب اسلامی به تازگی به همین بحث اشاره کردند. شاید به صراحت بتوان گفت، در جهان ایشان از اولین رهبرانی هستند که در مورد اختلافات قومی و تاثیرات منفی آن، با این صلابت و استمرار صحبت می کنند. الان زمان آن رسیده است که ما دست یاری به شما دراز کنیم و شما هم اختلافات را کنار بگذارید و با مشترکاتی که داریم به ما مسلمانان در اروپا کمک کنید و این را بدانید که اگر همان گونه که در ۵ نوبت باهم جمع متحد می شویم و به طور منظم و منسجم نماز جماعت می خوانیم در ۲۴ ساعت دیگر روز وحدت و همدلی داشته باشیم می توانیم دنیا را متحول کنیم.

شایان ذکر است این گفته ها در سلسله نشست های بزم اندیشه موسسه جوانان آستان قدس رضوی با حضور ایوان ریدلی بیان شده بود که هر چهارشنبه با حضور جمعی از نخبگان فرهنگی مشهد مقدس برگزار می شود.

احسان کفشدارطوسی

[ پنجشنبه 26 تیر1393 ] [ 12:15 ] [ ستاره ] [ ]


آیا به واقع تاریخ تکرار شدنی است؟

چه روزها و شب های غریبی هستند این روزها و شب ها...

سال ها از پی هم می روند ، رمضان ها می گذرند و قدر نمی دانیم شب های قدر را...

به راستی چرا حضرت امیر را کشتند؟

اصلا چه کسانی کشتند؟

خوارج؟

مگر اینان که بودند که اینچنین بی رحمانه دستشان به خون حجت خدا آغشته شد؟

آیا خود را به شان و جایگاه سلمان رسانده ایم تا با وجودمان مرحم زخم امام زمانمان شویم؟

همه دین و دینداریمان شده است سیاسی بازی...

مگر نه این که تاریخ همواره در حال تکرار است؟

پس چرا نیندیشیم که معاویه زمان ما، علی زمان ما ، عمروعاص و ابوموسی و خوارج زمان ما کیستند؟

و ما جزء کدامیک به شمار می رویم؟

نکند روح و اندیشه خوارج در وجودمان رخ بنماید و خود در خواب غفلت باشیم؟

آیا تا به حال اندیشیده ایم؟

آیا به واقع تاریخ تکرار شدنی است؟

آیا این شب ها تنها برای عبادت است؟

و چه خوش گفتند یک ساعت عبادت با تامل و تفکر بهتر از هزار سال عبادت بی تفکر است...

و چه خوب فرصتی است این روزها و شب ها برای مطالعه ، تفکر و تحلیل درکنار عبادت...

[ چهارشنبه 25 تیر1393 ] [ 18:45 ] [ ستاره ] [ ]


مرحم یا مرهم ؟

 

سلام دوستان

همانطور که قول داده بودم در مورد مرحم یا مرهم میخواهم بنویسم :

سئوال یک دوست باعث شد بعد از سالهاگشت و گذاری درلغت نامه های فارسی داشته باشم . سالیان درازی مرهم را با (ح) مینوشتم ؛حتی در دیکته های مدرسه هم معلمها هرگز غلط نگرفتند ... اما برآن شدم که آیا تذکر این دوست عزیز درسته یا همانی که خودم میدانستم؟

بهر تقدیر این گشت و گذار و پرس و جو از استادان ادبیات دورو برم به این نتیجه دست یافتم که هردو لغت صحیح است اما ؟!!!

اما از نظر معنی لغت با اینکه اصل و ریشه مفهومی واحد را دارا هستند با دو معنی جداگانه در لغتنامه ها نوشته شده است .

مرهم : ضماد یا دارویی که بر زخم میگذارند که جمع آن مراهم میشود و از واژه کامل عربی گرفته شده است و این نو ع مرهم را بر زخم جسمی و ظاهری استفاده میکنند.

مرحم: از رحم ‍، مرحمت ، مهربانی و لطف و ....گرفته شده است که بازهم از واژه کامل عربی گرفته شده است منتهی در ادبیات اسم مصدر است . و بازهم این نوع مرحم رحمتی یا ضمادی یا دارویی است که بر زخم دل میگزارند .

چشم رضا و مرحمت برهمه باز میکنی

چونکه به بخت ما رسد اینهمه ناز میکنی                (سعدی)

*********************************

 رهم خوبست؛ که دردل کافر باشد

رحم اگر داشت ؛کفر بی خار باشد

********************************

در خاتمه از دوستی که این ایراد را از من گرفتند صمیمانه سپاسگزاری میکنم . زیرا باعث شدند پس از مدتها مطالعه ای بر کتابهای ادبی داشته باشم و اندکی اطلاعات تازه بدست بیاورم .

***********************************

 منبع: http://shorideham.parsiblog.com

[ چهارشنبه 25 تیر1393 ] [ 18:31 ] [ ستاره ] [ ]


دانلود طنز حساس نشو

حساس نشو
ردیف نام کلیپ

عکس

پخش و دانلود فرمت
1 طنز حساس نشو - قسمت سیو هفتم
(جدید)
دانلود (mp4)
2 طنز حساس نشو - قسمت سیو ششم
(جدید)
دانلود (mp4)
3 طنز حساس نشو - قسمت سیو پنجم دانلود (mp4)
پخش (mp4)
4 طنز حساس نشو - قسمت سیو چهارم دانلود (mp4)
5 طنز حساس نشو - قسمت سیو دوم طنز سیاسی حساس نشو - قسمت 32 دانلود (mp4)
6 طنز حساس نشو - قسمت سیو یکم دانلود (mp4)
7 طنز حساس نشو - قسمت سی ام دانلود (mp4)
8 طنز حساس نشو - قسمت بیست و نهم دانلود (mp4)
9 طنز حساس نشو - قسمت بیست و هشتم دانلود (mp4)
10 طنز حساس نشو - قسمت بیست و هفتم دانلود (mp4)
11 طنز حساس نشو - قسمت بیست و ششم دانلود (mp4)
12 طنز حساس نشو - قسمت بیست و پنجم دانلود (mp4)
13 طنز حساس نشو - قسمت بیست و چهارم دانلود (mp4)
14 طنز حساس نشو - قسمت بیست و سوم پخش و
دانلود (mp4)
15 طنز حساس نشو - قسمت بیست و دوم پخش و
دانلود (mp4)
16 طنز حساس نشو - قسمت بیست و یکم پخش و
دانلود (mp4)
17 طنز حساس نشو - قسمت بیست پخش و
دانلود (mp4)
18 طنز حساس نشو - قسمت نوزدهم پخش و
دانلود (mp4)
19 طنز حساس نشو - قسمت هجدهم پخش و
دانلود (mp4)
20 طنز حساس نشو - قسمت هفدهم پخش و
دانلود (mp4)
21 طنز حساس نشو - قسمت شانزدهم پخش و
دانلود (mp4)
22 طنز حساس نشو - قسمت پانزدهم پخش و
دانلود (mp4)
23 طنز حساس نشو - قسمت چهاردهم پخش و
دانلود (mp4)
24 طنز حساس نشو - قسمت سیزدهم پخش و
دانلود (mp4)
25 طنز حساس نشو - قسمت دوازدهم پخش و
دانلود (mp4)
26 طنز حساس نشو - قسمت یازدهم پخش و
دانلود (mp4)
27 طنز حساس نشو - قسمت دهم پخش و
دانلود (mp4)
28 طنز حساس نشو - قسمت ششم پخش و
دانلود (mp4)
29 طنز حساس نشو - قسمت هفتم پخش و
دانلود (mp4)
30 طنز حساس نشو - قسمت ششم پخش و
دانلود (mp4)
31 طنز حساس نشو - قسمت پنجم
 
پخش و
دانلود (mp4)
32 طنز حساس نشو - قسمت چهارم
 
پخش و
دانلود (mp4)
33 طنز حساس نشو - قسمت سوم
 
پخش و
دانلود (mp4)
34 طنز حساس نشو - قسمت دوم
 
پخش و
دانلود (mp4)
35 طنز حساس نشو - قسمت اول
 
پخش و
دانلود (mp4)
این برنامه هر هفته به روز میشود

 

صفحه اصلی کلیپ ها / کلیپ ها و مستند های فرهنگی و اجتماعی

 

منبع:http://www.aviny.com

[ یکشنبه 22 تیر1393 ] [ 20:12 ] [ ستاره ] [ ]


این قسمت از ماه عسل را حتما ببینید + دانلود

 

دانلود قسمت دهم ماه عسل،ماه عسل قسمت جدید،ماه عسل ۹۳،احسان و سولماز

این قسمت از ماه عسل را حتما ببینید + دانلود

به گزارش ظهور۱۲ ؛ این قسمت از برنامه که متعلق است به زندگی دردناک اما عاشقانه یک زن و شوهر به نام سولماز و احسان میباشد.

مطمئنا داستان قسمت یازدهم از برنامه ماه عسل سال ۹۳ جزو یکی از خاص ترین و پربیننده ترین قسمت های این برنامه در چند سال اخیر میباشد.

یکی از صفحات مربوط به ماه عسل در شبکه های اجتماعی اینگونه نوشت : احسان علیخانی پس از پایان برنامه در پشت صحنه گریه کرد!

دانلود مستقیملینک کمکی

[ یکشنبه 22 تیر1393 ] [ 11:6 ] [ ستاره ] [ ]


نوزاد را با کدام دست بغل کنیم؟

 

مادرانی که به دلیل راحتی یا عادت، فرزند خود را با دست راست در آغوش می گیرند بیش از سایر مادران در معرض آسیب های روحی و استرس قراردارند.

نتایج شگفت انگیز تحقیقات دانشمندان دورهام انگلیس حاکی از آن است که سلامت روحی مادران حتی به فعالیت هایی چون چگونگی در آغوش کشیدن فرزندان نیز وابسته است.

نتایج بررسی های گذشته نشان می دهد که تازه مادران چه چپ دست و چه راست دست، نوزاد خود را با دست چپ بغل می کنند.

هنوز علت اصلی این مسئله روشن نیست، با وجود این به اعتقاد برخی محققان این مسئله می تواند مربوط به یک نیروی غیرارادی برای نزدیکی بیشتر کودک به قلب مادر باشد. این اقدام می تواند باعث ایجاد احساس امنیت در کودک شود. همچنین بغل کردن کودک با دست چپ می تواند وابسته به منطقه ای در مغز باشد که بخش چپ بدن را کنترل می کند. در حقیقت منطقه راست مغز که مسئول کنترل نیمه چپ بدن است، وظیفه کنترل احساسات و عواطف را هم به عهده دارد.

این دانشمندان در این تحقیق جدید با بررسی شرایط روحی روانی ۷۹تازه مادر نشان دادند که ۳۲درصد از ۴۴ مادری که کودک خود را با دست راست بغل می کردند، دچار افسردگی یا استرس شدید بودند. در حالی که تنها ۱۴درصد از مادرانی که این عادت را داشتند از هیچ مشکل روحی روانی رنج نمی بردند.

به گفته این دانشمندان، اگرچه این تحقیق در سطح بسیار محدودی انجام شده است، با وجود این می توان برای شناسایی تازه مادرانی که در خطر آسیب های روحی قرار دارند بسیار مفید باشد.

منبع: باشگاه خبرنگاران جوان

[ یکشنبه 22 تیر1393 ] [ 11:5 ] [ ستاره ] [ ]


دانلود طنز دکتر سلام45

دانلود دکتر سلام ۴۵

دانلود دکتر سلام 45

قسمت چهل و پنجم مجموعه «دکتر سلام»

دانلود با کیفیت بالا | دانلود با کیفیت پایین

[ یکشنبه 22 تیر1393 ] [ 11:3 ] [ ستاره ] [ ]


حماقت دیدنی مردم اسرائیل + عکس

 

به گزارش ظهور۱۲؛ محمد زرایا (Mohammed Zeyara) از شاعران عرب زبان معروف با انتشار تصویر زیر در صفحه فیسبوک خود نوشت : عده‌ای از مردم شهر سدروت اسرائیل، با آوردن صندلی بالای تپه‌های این شهر، به تماشای بمباران غزه نشسته‌اند و با هر صدای انفجار دست می‌زنند و خوشحالی می‌کنند.

حماقت دیدنی مردم اسرائیل + عکس

واکنش کاربرانی که در زیر این تصویر نظرگذاشته اند در نوع خود جالب توجه است چون تمام این نظرات به تمسخر این عده و نوع حماقتشان پرداخته شده است.

منابع خبری اعلام کردند ، تجاوز رژیم صهیونیستی درحالی وارد چهارمین روز شد که شمار شهدای این تجاوز به ۸۹ نفر افزایش یافته، در حالی‌که در طرف مقابل یک صهیونیست کشته و چند نفر زخمی شدند. نتانیاهو نیز این تجاوز را جنگی طولانی، سخت و پیچیده توصیف کرد.

سامی ابو زهری، سخنگوی جنبش حماس درباره احتمال حمله زمینی رژیم صهیونیستی گفت: ما در انتظار جنگ زمینی هستیم و ما آرزو داریم، دشمن صهیونیستی این تهدید خود را به اجرا بگذارد.

[ یکشنبه 22 تیر1393 ] [ 11:2 ] [ ستاره ] [ ]


دانلود مداحی بی نظیر میثم مطیعی در رثای شهدا

 

دانلود مداحی بی نظیر میثم مطیعی در رثای شهدا

باز امشب در هوای بارانم
دلتنگ خاطرات یارانم

می آید از جبهه ها عطر ناب کربلا
ماییم و یاد شما … آه ای شهیدان

یا لیتنا کنا معک، ذکر لبهاتان، خونتان جاری در ره جانان

دلگیر از کینه ها بی مهری ها
دلگیر از این همه قهر و غوغا

ماییم و یاد شما یاد آن مهر و وفا
یاد آن شور و نوا … آه ای شهیدان

یا لیتنا کنا معک، ذکر لبهاتان، خونتان جاری در ره جانان

ما بر عهد شهیدان می مانیم
مست جانان و مرد میدانیم

ذلت بر ما شد حرام ماییم و شور مدام
ماییم و راه امام … همچون شهیدان

یا لیتنا کنا معک، ذکر لبهاتان، خونتان جاری در ره جانان

دانلود فایل صوتی / لینک کمکی



 

[ یکشنبه 22 تیر1393 ] [ 10:57 ] [ ستاره ] [ ]


روایت عجیب حاج مهدی سلحشور از شب اول قبر رفیقش

 

روایت عجیب حاج مهدی سلحشور از شب اول قبر رفیقش

ظهور۱۲ ؛ مهدی سلحشئر از مداحان بنام و خوش صدا کشوری با نقل خاطره ای بیان میکند :

چند وقت پیش یکی از دوستان فاضل و طلبه ما از دنیا رفت.

شب اول با ده نفر از دوستان بالای قبرش رفتیم و بنا شد تا صبح یک ختم قرآن برایش انجام دهیم.

هر کی سه جزء را متقبل شد و همه مشغول شدند.

بعضی نیمه های شب خواب آلود می شدند، اندکی می خوابیدند و دوباره شروع می کردند. یکی از دوستان ناگهان ازخواب بیدار شد و گفت: این آقاسید کجا رفت؟ ما گفتیم که کسی اینجا نبود، او مطمئن شد که در عالم خواب خودش فقط آن سید را دیده.

گفت: آن سید به من گفت بلندشوید، چرا خوابیده اید، الان آن دو ملک برای سوال از دوستتان حاضر می شوند.

همه مشغول دعا و قرآن و نماز لیله الدفن شدند.

هر کس کاری می کرد. به خودم گفتم، من چه کنم؟ ناگهان به ذهنم مطلبی خطور کرد.

سرم را روی قبر گذاشتم و گفتم: «یاحسین…».

آن شب گذشت و هفت روز بعد یکی از دوستان او را در خواب دید، پرسید آن شب چطور گذشت؟

گفت: دو ملک از خدایم پرسیدند زبانم بند شده بود، از نبیم همینطور، از امامم، باز هم هیچ چیز نتوانستم بگویم.ناگهان دیدم حاج مهدی از بالا می گوید «یاحسین»، گفتم من غلام حسینم، دو ملک گفتند این غلام حسین است، ما با او کار نداریم و رفتند…

[ یکشنبه 22 تیر1393 ] [ 10:55 ] [ ستاره ] [ ]


رضا رفیع و شهرام شکیبا در دیدار آقا+عکس

 

در شب میلاد امام حسن مجتبی علیه‌السلام جمعی از اهالی شعر و ادب با رهبر انقلاب دیدار کردند.

رضا رفیع در دیدار آقا+عکس

رضا رفیع در دیدار آقا+عکس



 
[ یکشنبه 22 تیر1393 ] [ 10:38 ] [ ستاره ] [ ]


یا الله

 

یک پژوهشگر هلندی غیرمسلمان چندی پیش تحقیقی در دانشگاه آمستردام انجام داده و به این نتیجه رسیده بود که ذکر کلمه جلاله «الله» و تکرار آن و نیز صدای این لفظ، موجب آرامش روحی می‌شود و استرس و نگرانی را از بدن انسان دور می‌کند.

این پژوهشگر غیرمسلمان هلند در این باره گفت: پس از انجام تحقیقاتی سه ساله که بر روی تعداد زیادی مسلمان که قرآن می‌خوانند و یا کلمه «الله»را می شنوند، به این نتیجه رسیدم که ذکر کلمه جلاله «الله» و تکرار آن و حتی شنیدن آن، موجب آرامش روحی می‌شود و استرس و نگرانی را از بدن انسان دور می‌کند و نیز به تنفس انسان نظم و ترتیب می‌دهد. بسیاری از این مسلمان که روی آنان تحقیق می‌کردم از بیماری‌های مختلف روحی و روانی رنج می‌بردند. من حتی در تحقیقاتم از افراد غیرمسلمان نیز استفاده کرده و آنان را مجبور به خواندن قرآن و گفتن ذکر «الله» کردم و نتیجه باز هم همان بود. خودم نیز از این نتیجه به شدت غافلگیر شدم، زیرا تأثیر آن بر روی افراد افسرده، ناامید و نگران، تأثیری چشمگیر و عجیب بود.

این پژوهشگر هلندی همچنین گفت: از نظر پزشکی برایم ثابت شد که حرف الف که کلمه «الله» با آن شروع می‌شود، از بخش بالایی سینه انسان خارج شده و باعث تنظیم تنفس می‌شود، به ویژه اگر تکرار شود و این تنظیم تنفس به انسان آرامش روحی می‌دهد. حرف لام که حرف دوم «الله» است نیز باعث برخورد سطح زبان با سطح فوقانی دهان می‌شود. تکرار شدن این حرکت که در کلمه «الله»تشدید دارد نیز در تنظیم و ترتیب تنفس تأثیرگذار است. اما حرف هاء حرکتی به ریه می‌دهد و بر دستگاه تنفسی و در نتیجه قلب تأثیر بسیار خوبی دارد و موجب تنظیم ضربان قلب می‌شود.

به راستی که قرآن کریم در آیه‌ای کریمه می‌فرماید:

«الذین آمنوا وتطمئن قلوبهم بذکر الله ألا بذکر الله تطمئن القلوب».

 

[ جمعه 20 تیر1393 ] [ 15:7 ] [ ستاره ] [ ]